مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٨
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٣٢٨
است[١] .
[١] . سؤال : اينكه میفرماييد «دنبال همند و يك واحد را تشكيل میدهند» يعنی به هيچ وجه قابلقسمت نيستند؟استاد : قابل قسمت غير از انقسام بالفعل است. شك ندارد كه هر متصلی قابل قسمت است، چونكميت است. ـ آيا میتوان گفت به اعتبار آن انقسام بالعرضی كه گفته شد، دو صورت برای ماده هست ولی اين دوصورت متوالیاند؟استاد: «متوالیاند» يعنی منقسم بالفعلاند يا بالقوه؟ اگر شما میگوييد «انقسامِ بالفعل است، معدومشدنِ چيزی و موجود شدنِ چيز ديگری است بدون اينكه آن كه موجود میشود و آن كه معدوممیشود مراتب شیء واحد باشند. در اينجا فقط شيئی به نام ماده وجود دارد كه اين لباس را كنده استو لباس ديگری پوشيده» در جواب میگوييم: اين تشبيه، از يك نظر درست است و از نظر ديگر نه. درلباس كندن، متلبس كه انسان است، از لباس استقلال دارد، ولی در اينجا اصلا وجود متلبس به وجودلباس است. اگر بگوييم اينجا انقسام بالفعل است معنايش اين است كه يك لباس جدا شده است ولباس ديگری آمده و اين دو لباس مراتب شیء واحد نيستند، در حالی كه متلبس هيچ استقلالی ولويك «آن» از لباس ندارد. معلوم است كه چنين چيزی محال است. اين مثل اين است كه شما بگوييد :«وقتی عدد ٢ را میخواهيم عدد ٣ كنيم، عدد بودن ٢ را نگه میداريم و ٢ بودنش را از آن میگيريم و٣ بودن را به آن میچسبانيم». میگوييم: عدد بودن ٢، با ٢ بودن آن، يكی است و محال است كه شما٢ بودن را از آن بگيريد و عدد بودنش را نگه داريد. ماده در ضمن صورت، چنين چيزی است. محالاست صورت معدوم شود و مادهای كه با آن بوده باقی بماند و با صورت ديگر يكی شود. اگر بنا باشدباقی بماند جز به اين شكل كه خودِ آن صورت به نحوی باقی بماند يعنی با آن صورت بعد وحدتداشته باشد، [محال است.]اين حرف، بسيار حرف خوب و دقيقی است و معنی دقيق ماده فقط همين است. ما در جای ديگر همگفتهايم، اصلا هيولای اولايی كه فلاسفه گفتهاند، جز در باب حركت در جای ديگر تصور ندارد.ارسطو و بوعلی اشتباه كردهاند كه خيال كردهاند میتوانند هيولای اولی فرض كنند بدون آنكه حركترا فرض كنند. برای هيولای اولای بدون حركت ناچار بايد نوعی استقلال قائل شد. اتفاقا اين مطلبقبل از اينكه [من] اصلا متنبه حرف مرحوم آخوند شده باشم به ذهن خودم آمده بود و در درسهايی كهقبلا در منظومه میگفتم، آن را گفتهام، بعد هم ديدم مرحوم آخوند خودش اين حرف را زده است.خلاصه هويت و تحقق ماده به صورت است؛ يعنی به اين است كه مرتبهای از صورت باشد و محالاست كه اين صورت را بگيريم و آنچه را كه مرتبهای از صورت است نگه داريم. اين حرف حرفبسيار متين و خوبی است و يكی از بهترين براهين حركت جوهری است.