مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٦
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٣٠٦
شما میگویید ـ عدم «آن» زمانی باشد، ولی ابتدای عدم «آن» را نمیتوانید بگویید آنی نیست. جواب این «إن قلت» همان جوابی است که در اوائل این بحث آن جایی که یک تشکیک از فخر رازی نقل کردیم، گفته شد. آنجا فخر رازی گفت: إنّ لی فی خروج الشیء من القوّة إلی الفعل تدریجآ تشکیکآ، و بعد بیان مفصلی در باب این تشکیک داشت. او میگفت: خروج تدریجی شیء از قوه به فعل معنی ندارد و همیشه خروج اشیاء از قوه به فعل باید آنی و دفعی باشد و اگر ما چیزی را میبینیم که تدریجا از قوه به فعل خارج میشود، این خروجِ تدریجی نیست بلکه مجموع خروجهای دفعی و آنی است. بعد میگفت: آیا این شیء در ابتدای وجودش وجود دارد یا نه؟...[١] .
در آنجا جوابی از میرداماد نقل کردند که همان جواب در اینجا هم تکرار شده؛ یعنی همان سؤال و همان جواب در اینجا هم آمده است. سؤال این بود: بر فرض که عدم «آن» زمانی باشد، ابتدای عدم «آن» باید آنی باشد، و اگر ابتدایش آنی شد عین اشکالاتی که راجع به عدم «آن» گفتید راجع به ابتدای عدم «آن» هم میآید که: آیا این آنی که ابتدای این عدم در آن است خودِ آنِ ]وجود[ است؟ بنابراین لازم میآید در آن «آنْ» شیء، هم موجود باشد هم معدوم. آیا آنی متصل به آنِ ]وجود[ است؟ بنابراین لازم میآید تتالی آنین. آیا فاصله واقع شده است؟ بنابراین لازم میآید خود «آن» زمانی باشد. پس همان اشکالات در اینجا هم میآید.
جواب میدهند: اینکه میگوییم «اشیاء[٢] ابتدا دارند» به دو معناست و این دو معنا نباید با یکدیگر اشتباه شود. یک معنی «ابتدا» همان است که معمولا افراد تصور میکنند، که در قسم اول هم همین طور بود. طبق این معنا «شیء ابتدا دارد» یعنی وجودش در یک «آن» شروع میشود و بعد ادامه پیدا میکند؛ مثل وصولات به نهایات مسافات.
ولی بعضی از اشیاء، به این معنا ابتدا ندارند بلکه به معنی دیگری ابتدا دارند. شیئی که وجودش ممتد است وجودش از دو طرف نهایت دارد، هم از طرف شروع و
[١] . نمیخواهيم آن مطالب را در اينجا تكرار كنيم.
[٢] . همه اشيائی كه نبودهاند و بعد موجود شدهاند.