مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٣
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٣٠٣
به آن قائل نیستند و آن را مجازی میدانند، ولی شما که به حرکت قطعی قائل هستید و حرکت توسطی را بر مبنای حرکت قطعی توجیه میکنید، به حدوث امر دیگری قائل نیستید. پس بنا بر مبنای شما، در اینجا دو نوع حدوث و حادث وجود ندارد، بلکه یک نوع حدوث و حادث وجود دارد که اعتبار دیگری نیز روی آن میشود. پس ما باید این را غفلتی یا تسامحی از مرحوم آخوند بدانیم[١] .
تأیید ایراد مذکور
از این بالاتر اینکه اگر یادتان باشد در باب ادله حرکت جوهریه ما یک دلیل از مرحوم آخوند از اواخر الهیات اسفار نقل کردیم. آن دلیل این بود که اصلا شیء نمیتواند زمانی باشد و تدریجی نباشد. آن حرف حرف حسابیای بود. زمانی بودن مساوی است با تدریجی بودن. اگر جوهر را زمانی بدانیم محال است آن را تدریجی ندانیم. این حرف، نفی همین شق ثالث است.
پس در واقع و نفسالامر اشیاء زمانی دو نوع بیشتر نیستند: یکی اشیاء آنی و دیگری اشیاء زمانی تدریجی. نوع سوم یا همان اعدام است که اعتباری است، و یا حرکت توسطی است که به تعبیر مرحوم آخوند یک امر منتزع از حرکت قطعی است.
قسم اول هم مصداق واقعی عینی ندارد
آخرین مطلبی که اینجا میخواهیم بگوییم این است که امور آنی[٢] (از قبیل مماسهها) آیا یک سلسله امور عینیاند؟ یا اینکه اینها یک سلسله امور از قبیل اضافات و نسباند؟ اضافات و نسب همان چیزهایی است که در مورد آنها بحث میشود که آیا از معقولات اوّلیاند یا از معقولات ثانوی، که میگویند اینها از معقولات ثانویاند؛ یعنی بازگشتشان به امور انتزاعی است. مثلا وقتی شیئی با شیئی محاذات پیدا میکند آیا واقعا امری عینی موجود شده، یا اینکه از مقایسه این دو وجود با یکدیگر نسبتی انتزاع شده؟
مرحوم آخوند و امثال ایشان میگویند: اینها تابع طرفیناند و هیچ وجود
[١] . تسامح به اين معنا كه چون در اينجا فخر رازی به شيخ اعتراض كرده، مرحوم آخوند میخواستهتأييدی از شيخ شده باشد و زمين زدنی از فخر رازی.
[٢] . [يعنی قسم اول.]