مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٠
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٩٠
تماس حاصل میشود. در گذشته گفتیم که مماسه محال است در زمان پیدا شود. قبل از مماسه لامماسه بوده است. فرض کنید این تماس مدتی ادامه پیدا کند. اینجا زمان تقسیم شده است به زمان مماسه و زمان لامماسه. (این دو زمان در واقع از یکدیگر جدا نیستند؛ یک واقعیت است ولی واقعیتی که در آن امکان فرض یک نقطه هست، نقطهای که زمان لامماسه را از زمان مماسه جدا میکند.) سؤال این است: آیا آن نقطه مشترک به مماسه تعلق دارد یا به لامماسه[١] ؟
طرح بحث در مثالی دیگر
مثال بعدی عکس مثال قبل است: فرض کنید شیئی در حال مماسه است و بعد با حرکتی لامماسه شروع میشود. باز در اینجا زمان مماسه زمان قبل است و زمان لامماسه زمان بعد، و میان این دو زمان نقطهای فرض میشود که در آن نقطه نمیشود گفت هم مماسه است و هم لامماسه، و نمیشود گفت نه مماسه است و نه لامماسه. پس یکی از این دوتاست.
خلاصه حرف شیخ تا اینجا
پس اصل مقدمهای که شیخ در اینجا چیده است این است[٢] : اگر شیئی دو حالت متناقض یا در حکم متناقض[٣] داشته باشد، در اینجا یک آنِ فاصل میان این دو حالت وجود دارد که نمیشود به هردو تعلق داشته باشد و نیز نمیشود به هیچ کدام تعلق نداشته باشد. پس به یکی تعلق دارد. حال که به یکی تعلق دارد، به کدام تعلق دارد[٤] ؟
[١] . چنانكه در مثال قبل بيان شد، اين نقطه نمیشود به هردو تعلق داشته باشد و نيز نمیشود به هيچكدام تعلق نداشته باشد.
[٢] . خيلی هم روشن بيان نكردهاند.
[٣] . يعنی دو حالتی كه نه اجتماعشان در محل واحد در آنِ واحد ممكن باشد و نه ارتفاعشان.
[٤] . اين گونه نيست كه در همه موارد به اولی تعلق داشته باشد يا در همه موارد به دومی تعلق داشتهباشد. مواردْ متفاوت است؛ در بعضی موارد به اولی تعلق دارد و در بعض ديگر به دومی.