مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٩
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٨٩
دیگری دور کنیم. پس این دو خط، اول دو خط متوازی متطابق بودند و در حالت بعد دو خط غیرمتوازی زاویهدار هستند. بدون شک این دو حالت با یکدیگر سازگار نیستند؛ یعنی محال است که در آنِ واحد دو خط با یکدیگر هم متوازی و متطابق باشند و هم ذیزاویه و غیرمتطابق و غیر متوازی. اینکه شیء دارای حالتی باشد و بعد دارای حالت دیگری شود که این دو حالت با یکدیگر متناقضین یا متقابلین[١] باشند، مثالهای زیادی دارد.
طرح بحث در مثال حرکت و سکون
با توجه به این مثالها ما باید یک سلسله محاسباتی انجام دهیم. فرض کنید شیء، در حال سکون است و بعد به حرکت درمیآید. پس این شیء، زمان سکونی داشته است و زمان حرکتی دارد. این زمان حرکت و زمان سکون با یک «آنِ» فرضی از یکدیگر جدا میشوند؛ یعنی زمان که در ذات خودش امتداد دارد، حرکت از یک نقطه معین آن که تا آن نقطه سکون بوده است شروع میشود. سؤال این است: این شیء متحرک، در آن نقطه فرضی که این دو زمان را از یکدیگر جدا میکند آیا ساکن است، یا متحرک است، یا نه ساکن است نه متحرک، یا هم ساکن است هم متحرک؟ مسلما نمیشود هم ساکن باشد هم متحرک، و نمیشود هم ساکن نباشد هم متحرک نباشد؛ چون ساکن و متحرک در قوه متناقضیناند. پس این نقطه بالاخره یا تعلق دارد به زمانی اول و یا به زمانی دوم. حال باید ببینیم شیء در آن نقطه و آنی که حد مشترک است ساکن است یا متحرک.
اینها یک حسابهایی است که بعدها خیلی به درد میخورد؛ یعنی اگرچه خود اینها صرفا یک سلسله محاسبات ذهنی است، ولی محاسبات ذهنیای است که بعدا نتایج بسیار عالی و عینیای در مسائل میدهد.
طرح بحث در مثالی دیگر
عین این مسأله در مماسه و لا مماسه میآید. شیء حرکت میکند و در یک «آن»
[١] . متقابلين يعنی در قوه متناقضين. ما در اينجا نمیخواهيم بحث كنيم كه اين دو حالت واقعامتناقضيناند يا در قوه متناقضين. در اينجا مقصود دو حالت ناسازگار است.