مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٨٢
اشکال
اینجا ممکن است کسی بگوید: این حرکت ابتدا دارد و ابتدایش نمیتواند در زمان محقق شود، پس در «آن» محقق شده؛ چون اگر ابتدا در زمان صورت بگیرد به این معناست که مقداری از زمان را اشغال کرده، و اگر مقداری از زمان را اشغال کرده باشد خود ابتدا هم باید مقدار داشته باشد، و اگر مقدار داشته باشد پس خودش ابتدا نیست بلکه اولش ابتداست، باید برویم سراغ اولش. وقتی «ابتدا» نمیتواند در زمان محقق شود، پس در «آن» محقق شده، پس باید بگوییم: مقداری از این ]حرکت[ در «آن» محقق شده است.
جواب
مرحوم آخوند در اول بحث گفتند: در اینجا «ابتدا داشتن» به معنی حد داشتن است و حد شیء جزء شیء نیست. حدِ ]امر زمانی تدریجی[ بر حد زمان منطبق است نه بر خود زمان؛ یعنی این حرکت ابتدا و انتها دارد به معنای اینکه حدی دارد، زمان هم ابتدا و انتها دارد به معنای اینکه حدی دارد[١] ، آنوقت این شیء تدریجیالوجود منطبق است بر خود زمان، و حد آن منطبق است بر حد زمان. پس اینگونه نیست که جزئی از این شیء تدریجی در «آن» واقع شده باشد، بلکه ]حد آن[ در حد زمان واقع شده است. اگر بخواهیم بگوییم «ابتدا ـ به معنای جزئی از شیء ـ در «آن» صورت گرفته»، این غلط است چون ابتدای به این معنا نداریم، اما اگر مقصود از «ابتدا» نهایت شیء باشد، این درست است. نهایت شیء جزء شیء نیست، همان طور که نقطه جزء خط نیست، چون خط مجموع نقطهها نیست. خود شیء در زمان وجود پیدا کرده، ولی حدش که قهرا امری اعتباری است، منطبق است بر «آن» که حد زمان است و وجود فرضی و اعتباری دارد.
پس امر زمانی علی وجه الانطباق به تمام وجود در زمان تحقق دارد و هیچ چیزی از آن در «آن» وجود ندارد، یعنی هیچ جزئی از آن ـ نه جزء اول نه جزء آخرـ در «آن» وجود ندارد، ولی نهایتین آن بر دو نهایت از زمان انطباق دارد، و این غیر از این است که خودش بر «آن» انطباق داشته باشد.
[١] . يعنی همان نقطه مفروض.