مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٧
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٧٧
یک امتداد و کشش و امری قابل تقسیم نباشد، مطلبی موهوم و باطل است. فلاسفه زمان را یک حقیقت واحد متصل کششدار میدانند که در حقیقتِ خودش اتصال و امتداد و کشش است.
معنای دیگر «آن» که معنای اوّلی است که مرحوم آخوند ذکر کردهاند، «آنِ» متفرع بر زمان است؛ یعنی نهایت اعتباری برای زمان[١] . ما میتوانیم زمان را در ظرف ذهن و فقط ذهن محض[٢] و یا با کمک مقارناتی که در زمان پیدا میشود، به دو قسمت مقدم و مؤخر تقسیم کنیم و بعد میان این دو قسمت، حد مشترک (یعنی نهایت مشترک) اعتبار کنیم.
اما آخرین معنای «آن» که همان است که زمان متفرع بر آن است و به آن «آن سیال» میگویند، بعدا بیان خواهد شد.
اینجا چون عنوان مطلب این است: «فی حقیقة الآن و کیفیة وجوده و عدمه»، در واقع بحث درباره سه چیز است: یکی درباره حقیقت «آن»، که عرض کردیم «آن» حد مشترک میان دو قسمت از زمان است. بحث دوم درباره کیفیت وجود «آن» است، که این هم در جلسه قبل عرض شد. گفتیم که کیفیت وجود «آن» از نوع کیفیت وجود همه حدود دیگر است. کیفیت وجود «آن» با کیفیت وجود خط در سطح یا کیفیت وجود نقطه در خط، از نظر نحوه وجود فرقی نمیکند و اگر تفاوتی هست این است که سطح یا خط، کمیت قارّند و زمان کمیت غیر قارّ. در این جهت که خط نهایت سطح است و نقطه نهایت خط و معنی حد بودن اینها هم نهایت بودن است، با «آن» تفاوتی ندارند؛ یعنی به هر معنایی که نهایت در متناهی وجود دارد «آن» هم در زمان وجود دارد.
البته خود نهایت را گاهی انسان اعتبار میکند و گاهی واقعا وجود دارد. اگر خطی واقعا محدود باشد ـ به اصطلاح پارهخط باشد ـ در اینجا نهایت بالفعل وجود دارد، ولی اگر خطی را در نظر بگیریم ـ نه پاره خط ـ و بعد ذهن ما آن را به دو قسمت تقسیم کند، نقطهای که میان این دو قسمت در نظر میگیریم حد مشترک هردو قسمت است. این نقطه ماهیتا نقطه است و در عین حال نقطهای است فرضی، نه
[١] . نه نهايت حقيقی؛ چون گفتيم زمان بدايت و نهايت حقيقی نمیپذيرد.
[٢] . يعنی بدون كمك گرفتن از امری ديگر.