مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٣
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٧٣
همین قدر که گفتید «مدت دارد» لازمهاش این است که اول و وسط و آخر داشته باشد و قابل تقسیم به اقسامی باشد. حال میپرسیم: آیا این کره در نیمه اول این مدت به این سطح رسیده یا نرسیده؟ اگر در نیمه اول رسیده، پس دیگر نیمه دوم وصول نیست، بلکه بعد از وصول است، و اگر در نیمه اول نرسیده پس هنوز شیء در حال حرکت است.
بنابراین وصول قطعا در «آن» یعنی (در حد زمان) صورت میگیرد، نه در خود زمان؛ یعنی ظرف وصول، مدت نیست. پس اموری وجود دارد که آنیالحصولاند.
امور آنیالحصول بر دو قسمند
امور آنیالحصول هم دو قسمند: بعضی اصلا بقا ندارند؛ یعنی آنیالحصول و آنیالفناءاند؛ یعنی در «آن» حاصل میشوند و در همان «آن» هم معدوم میشوند و «آنِ» بعد، «آنِ» عدم آنهاست. مثلا اگر جسمی از مقابل یک خط واقعی[١] عبور کند اگر یک نقطه از این جسم را فرض کنیم، این نقطه به این خط میرسد و عبور میکند. حال آیا این نقطه که مقابل این خط قرار میگیرد، در زمانْ مقابل آن است یا در «آن»؟ چون این جسم در حال حرکت است پس نقطه مفروض، در زمان مقابل خط نیست، بلکه در «آن» مقابل آن است و در «آنِ» بعد در مقابل آن نیست[٢] . پس قسم اول اموری میباشند که آنیالحصولاند، اعم از اینکه آنیالبقاء باشند یا زمانیالبقاء[٣]
قسم دوم: امور تدریجیالوجود
اما قسم دوم اموری میباشند که زمانیاند؛ به این معنا که وجودشان تدریجی است؛ یعنی یک وجود ممتد و تدریجی دارند که تمام این وجود تدریجی در قطعهای از زمان صورت میگیرد. مثلا اگر بخواهیم با پرگاری دایرهای رسم کنیم، وقتی یک
[١] . يعنی خطی كه به دقت عقلی خط باشد.
[٢] . بعدها خواهيم گفت كه تمام اين مطالب برمیگردد به حركتها و حد و پايان حركتها. همين «وصول» و«تلاقی» يعنی پايان حركت. پايان حركت مانعی ندارد كه در لا زمان باشد چون حدی است كه باحدی منطبق میشود.
[٣] . [استاد قسم دوم (يعنی آنیالوجودِ زمانی البقاء) را توضيح ندادهاند.]