مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٠
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٥٠
مقصودشان چیست[١] . ایشان میگویند: باید از اینها که مرتب از حدوث عالم صحبت میکنند پرسید «مقصود شما از حدوث عالم چیست؟». آنوقت برای حرف آنها وجوهی ذکر میکنند و ادعا میکنند در میان این وجوه وجهی که تصورا معقول باشد و خلاف حرف فلاسفه باشد وجود ندارد.
وجوهی که مرحوم آخوند برای حدوث عالم ذکر کردهاند :
وجه اول
ممکن است مقصود اینها از «عالم حادث است» این باشد که «عالم صادر از حق است». میفرمایند: این، مطلب درستی است و خصم شما[٢] هم همین حرف را میزند و میگوید «عالم صادر از حق است»، بلکه خصم شما بیش از شما قائل به حدوث عالم به این معناست، چون شما خیال میکنید خلق به معنی ایلاد است و اصلا حدوث و از او بودن و مخلوق بودن و صادر بودن را به این معنا میدانید که او در یک «آن» دخالتی کرده و شیء را از حالت عدم به حالت وجود درآورده و دیگر بعد از آن نقشی ندارد و عالم از او بینیاز است؛ مثل اینکه شخصی نشسته باشد و شخص دیگری دستش را بگیرد و او را بلند کند. در اینجا نقش شخص دوم فقط همین مقدار است که او را از حال قعود به حال قیام درمیآورد. و لهذا بسیاری از متکلمین گفتهاند عالم فقط در اصل پیدایش به خدا نیاز دارد و بعد از آن نیازی به خدا ندارد. و همین است که سر به کفر و شرک میزند[٣] و[٤] .
در محل خودش ثابت شده است که این حرف نامعقول است؛ چون تغییر حالت
[١] . يكی از مصاديق اين مسأله باب جبر و اختيار و امر بينالامرين است. قريب به اتفاق افرادی كه درمورد اختيار و نفی و اثباتش بحث میكنند اصلا اين مفهوم را آنچنان كه بايد، تصور نكردهاند.
[٢] . [يعنی فلاسفه.]
[٣] . حاجی در اينجا تعبير به «كفر التهوّد» میكند. من اين حرف حاجی را يادم نبود، ولی از قديم میگفتماين يك انديشه يهودی است و همين مطلب را در مقاله «اسلام و مسألهای از حيات» ]در كتاببيست گفتار] مطرح كردهام.
[٤] . سؤال : واقعا عقيده متكلمين همين است؟استاد : گفتيم كه گاهی افراد خودشان نمیدانند چه عقيدهای دارند، ما میخواهيم بشكافيم تا خود آنهابفهمند چه میگويند. سؤال : مگر متكلمين به قرآن معتقد نبودند؟استاد : خيال كردهايد قرآن را فهميدهاند؟! [خنده استاد]