مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٨
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٤٨
نیست. شما میخواهید بگویید «اجسام بر سلسله حوادث تقدم ندارند». حکیم میگوید: اجسام بر سلسله حوادث غیرمتناهی تقدم زمانی ندارند، ولی بر هریک از آحاد حوادث تقدم زمانی دارند. او میگوید[١] : ما در عالم جسمی داریم[٢] که از ازل وجود داشته و از ازل هم همیشه مقرون به حوادث بوده، ولی همین جسم بر هر حادثی که در نظر بگیرید تقدم زمانی دارد. فرض کنید هوا از ازل وجود داشته. وجود هوا بر حرکت امروز هوا (باد) تقدم زمانی دارد، همچنین بر حرکت دیروز و پریروز هوا الی غیرالنهایه. روی هر حادثی دست بگذاریم این جسم بر آن تقدم زمانی دارد. پس ما حادثی پیدا نمیکنیم که اجسام بر آن تقدم زمانی نداشته باشد تا بتوانیم استدلال کنیم که ما لایسبق الحادث فهو حادث.
اگر متکلم بگوید: درست است، اجسام بر هر حادثی تقدم زمانی دارد، ولی بر مجموع چطور؟ حرف ما این است که بر مجموع تقدم زمانی ندارد؛ یعنی ما میگوییم: اجسام بر مجموع حادثها (همین مجموعی که شما قائل هستید، چه متناهی باشد چه غیرمتناهی) تقدم زمانی ندارد.
جواب میدهند: اجسام بر مجموع تقدم زمانی ندارد، ولی مجموع امر اعتباری است و آنچه که وجود دارد آحاد حادثهاست. این گونه نیست که علاوه بر آحاد حادثها مجموع حادثها هم خودش یک حادث باشد که بگوییم عالم (یعنی اجسام) بر این مجموع تقدم ندارد، پس حادث است.
مرحوم آخوند بعد از نقل این هشت دلیل میفرماید: این بود مجموع ادلهای که در این زمینه آورده شده که هیچ کدام هم صحیح نبود.
«حدوث عالم» به تقریر مرحوم آخوند
بعد ایشان میفرماید: بله اینجا حرف دیگری هست و آن اینکه: ما همین دلیل هشتم را به بیان دیگری توجیه میکنیم که هم برخلاف چیزی است که معمولا حکما میگویند و هم برخلاف چیزی است که متکلمین میگویند (یعنی نه منظور حکما را نتیجه میدهد و نه منظور متکلمین را) ولی مقصود و نتیجه نهایی (یعنی حدوث عالم
[١] . البته طبق مبنای آنان كه قائل به حركت جوهريه نيستند.
[٢] . مثلا جسم فلكی يا اجسام عنصری.