مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٨
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٣٨
دلیل پنجم
میگویند: شما قائل به ازل[١] هستید. ما از شما میپرسیم آیا در ازل حادثهای ایجاد شده است یا نه؟ اگر بگویید در ازل حادثهای ایجاد شده است، میپرسیم: این حادثه اول دارد یا نه؟ اگر اول نداشته باشد، پس حادثه نیست، چون حادثه یعنی آن که اول دارد، و اگر اول دارد لازم میآید خود ازل هم اول داشته باشد؛ چون این حادثه در ازل ایجاد شده است. اما اگر بگویید در ازل حادثهای وجود ندارد، میگوییم: پس ازل فقط عدم ازلی است و عدم ازلی را کسی انکار نمیکند.
جواب دلیل پنجم
جواب این دلیل این است: شما کأنّه ازل را قطعهای از زمان فرض کردهاید و بعد میگویید «آیا در ازل حادثه وجود دارد یا نه؟...». معنای ازل این است: الزمانُ لا أولَ له. بنابراین، این سؤال که «آیا در ازل حادثه وجود دارد یا نه؟» بیمعنی است. در ازل حوادث غیرمتناهی وجود دارد، نه اینکه حادثه وجود دارد. ازل یعنی یک امتداد غیرمتناهی که هرچه در آن بروید به حادثه برمیخورید.
دلیل ششم
میگویند: ما از شما میپرسیم: آیا غیرمتناهی داخل در وجود شد یا داخل در وجود نشد؟ ناچار پاسخ میدهید: داخل در وجود شد. میگوییم چون داخل در وجود شده است پس داخل در حصر شده؛ چون موجود بودن و دخول در وجود مساوی است با محصور بودن و دخول در حصر و تناهی[٢] و[٣] .
جواب دلیل ششم
میگوییم: اولا: موجود بودن مساوی با محدود بودن نیست، دلیلش ذات باریتعالی است که شما در آن به وجود مطلق و غیر محدود قائلید.
[١] . به زمان غيرمتناهی در گذشته «ازل» و به زمان غيرمتناهی در آينده «ابد» میگويند.
[٢] . اينجا حاجی عصبانی میشود و میگويد شما به ساحت وجود توهين كردهايد.
[٣] . اين حرف تقريبا شبيه حرف هگل است كه موجوديت را به نحوی مساوی با محدوديت ومحصوريت میداند.