مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٦
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٣٦
مشروط به شرطی است که تحقق پیدا کرده و باز آن شرط هم مشروط به شرطی است که قبلا تحقق پیدا کرده و... .
این است که میگویند آن برهانی که در باب تسلسل ذکر شده، در اینجا جاری نیست.
دلیل سوم
دلیل سومی که اقامه کردهاند دلیل سادهای است و جواب سادهای هم دارد. میگویند: شما میگویید سلسله حوادث غیرمتناهی است. از شما میپرسیم «آیا برای هر حادثی اوّلی هست؟» طبعا جوابتان مثبت است. میگوییم اگر هر حادثی اول دارد پس مجموع حوادث هم باید اول داشته باشد؛ چون اگر اجزاء دارای حکمی باشند جبرآ کل نیز دارای همان حکم است. مثلا اگر یک یک انسانهایی که اینجا هستند سفیدپوست باشند و در میان آنها حتی یک غیر سفیدپوست نباشد، پس کل آنها هم سفیدپوستاند. شما روی هر حادثهای دست بگذارید میگویید ابتدا دارد، پس کلِ حوادث هم ابتدا دارد.
جواب دلیل سوم
اینجا جواب سادهای میدهند و آن این است که این یک مغالطه است. این گونه نیست که کل همیشه احکام جزء را داشته باشد. مثلا[١] اگر این گرده نان انسان را سیر نکند، آن گرده نان هم سیر نکند، آن دیگری هم سیر نکند، آیا میتوان گفت پس مجموع اینها هم انسان را سیر نمیکند؟ باید فرق گذاشت میان اینکه اجزاءْ لابشرطْ حکمی را داشته باشند و اینکه بشرط لا از اجزاءِ دیگر حکمی را داشته باشند. وقتی شما میگویید «این انسان سفیدپوست است» این را به صورت لابشرط میگویید؛ یعنی این انسان سفیدپوست است خواه انسان دیگری پهلویش باشد یا نباشد. وقتی که اجزاء حکمی را به نحو لابشرط داشته باشند کل هم همان حکم را خواهد داشت. اما اگر اجزاء حکم را به نحو بشرط لا داشته باشند دیگر کل حکم اجزاء را ندارد. آنجا که شما میگویید «این رغیف من را سیر نمیکند، آن رغیف هم سیر نمیکند»
[١] . اين مثال را در منظومه ظاهرا از ميرداماد نقل میكند.