مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٨
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٢٨
جواب
جواب این اشکال هم از حرفهای گذشته روشن است. میگوییم: اولا چرا شما همین اشکال را در غیر خدا نمیآورید؟ ما اشکال را در غیر خدا ذکر میکنیم و جواب میدهیم تا مطلب روشن شود، و بعد اشکال شما را در مورد خدا جواب میدهیم.
میگوییم: اگر سعدی بر حافظ تقدم دارد زمان سعدی هم بر حافظ تقدم دارد. پس سعدی با زمان خودش معیت دارد و چون با زمان خودش معیت دارد باید زمان دیگری باشد که آن زمان دیگر ملاک معیت سعدی و زمان خودش است.
جواب این است: آن که تقدم بالذات بر حافظ و زمان حافظ دارد زمان سعدی است و خود سعدی تقدم بالعرض دارد؛ یعنی سعدی به ملاک اینکه نوعی اتحاد میان او و زمانش هست، بر حافظ تقدم دارد.
اما در مورد خداوند ـ که مستشکل در اشکالش ذکر کرده ـ اصلا مسأله به این شکل مطرح نیست. ما قبلا گفتیم که اگر میگوییم «خداوند با زمان سابق معیت دارد» این معیت با سایر معیتها که احتیاج به زمان دارد متفاوت است؛ این معیت، معیت قیومیه است.
اشکال سوم[١]
مستشکل میگوید: قبول کردیم که تقدم و تأخر عین ذات زمان است. حال میگوییم ما ماهیت تقدم و تأخر را تحلیل میکنیم و میبینیم این دو، دو مفهوم متضایفند از قبیل اُبوّت و بُنوّت. متضایفین تعریف خاصی دارند و آن این است: دو مفهومی که در تعقل از یکدیگر انفکاک ندارند، بلکه در هیچ وعائی از اوعیه از یکدیگر انفکاک ندارند. «المتضایفان متکافئان قوةً و فعلا و عینآ و ذهنآ»؛ یعنی دو متضایف همدوش یکدیگرند چه در عالم عین (به همان نحو وجود انتزاعی که در عالم عین دارند) و چه در عالم ذهن، چه در مرتبه قوه و چه در مرتبه فعلیت. پس تقدم و تأخر دو مفهوم متضایفند[٢] . از طرف دیگر شما گفتید تقدم و تأخر ذاتی زمان
[١] . اين اشكال، به اصل مطلب نزديك شده؛ يعنی اشكالات قبلی بدون توجه به اين نكته بود كه تقدم وتأخر ذاتی زمان و عين زمان است و از واقعيت زمان انتزاع میشود، ولی اين اشكال با توجه به ايننكته بيان شده است.
[٢] . در باب اضافه میگويند: ابوت و بنوت [متضايفين] حقيقیاند و أب و ابن [متضايفين ]مشهوریاند.