مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٠
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٢٠
تقدم و تأخر مکانی معنی دارد. مثلا اگر آن محراب را مبدأ حساب کنیم آقایانی که آنجا نشستهاند بر ما تقدم دارند، اما اگر این طرف را مبدأ اعتبار کنیم کسانی که این نزدیکتر نشستهاند بر آنها تقدم دارند. خلاصه در مکان تقدمها و تأخرها ذاتی نیست، بلکه اعتباری است.
ولی در زمان تقدم و تأخر میان اجزاءِ زمان ذاتی است. تقدم دیروز بر امروز اعتباری نیست؛ اینچنین نیست که دیروز بر امروز تقدم اعتباری داشته باشد و امروز از دیروز تأخر اعتباری، و به اعتباری دیگر امروز بر دیروز تقدم داشته باشد و دیروز از امروز تأخر. میان اجزاء زمان یک نوع تقدم و تأخر خاصی برقرار است که میان اجزاء مکان نیست. این یک مطلب، که مطلب صحیحی هم هست. (حالا اینکه ریشه این تقدم و تأخرِ ذاتی زمان چیست، خودش مسأله مهمی است که در باب تقدم و تأخر آن طور که باید روشن نشده. گفتهاند ریشه این تقدم و تأخر ذاتی قوه و فعلیت است؛ یعنی یک واقعیتی در کار است و آن اینکه در زمان، مرتبه قبل نسبتی دارد با زمان بعد که زمان بعد آن نسبت را با زمان قبل ندارد؛ قبل بالقوه بعد است و بعد بالفعلِ قبل است. این اعتباری نیست؛ ما نمیتوانیم بالفعل را بالقوه فرض کنیم. مثلا وقتی میگوییم «نطفه بالقوه انسان است و انسان بالفعل آن نطفه است» این طور نیست که این یک امر اعتباری باشد و بتوانیم عکسش را اعتبار کنیم.)
مطلب دیگر اینکه: به همین دلیل[١] وقتی برای زمان ابتدا و انتها فرض کنیم[٢] دو نهایت فرض کردهایم: حدوث آن و فنای آن. از شما میپرسیم وجود این زمان که در میان این دو عدم قرار گرفته است، آیا اینکه به آن عدم میگوییم «عدم سابق» و به این عدم میگوییم «عدم لاحق» اعتباری است یا اعتباری نیست؟ جواب این است : این مطلب خارج از اعتبار ماست؛ یعنی این دو عدم واقعا با یکدیگر فرق دارند و ما نمیتوانیم جای آن عدمِ قبل از تولد را با عدم بعد از مرگ عوض کنیم، و لهذا یکی حدوث است و دیگری فنا.
ولی در ابعاد مکانی چنین نیست؛ هر نقطهای از محدّد الجهات را که در نظر بگیریم با هر نقطه دیگر از محدّدالجهات نسبت متساوی دارد؛ یعنی هیچ کدام واقعا
[١] . [يعنی به همين دليل كه تقدم و تأخر اجزاء زمان، ذاتی است.]
[٢] . به تعبير مرحوم آخوند: چه ابتدا و انتهای موجود، چه ابتدا و انتهای فرضی.