مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٨
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢١٨
مطلب بود همان برهانی بود که گفتهاند زمان نمیتواند حادث زمانی باشد زیرا از حدوثش قدمش لازم میآید.
برگشت به اصل مطلب
اشکال غزالی به برهان فلاسفه بر قدم زمان
یکی از مسائلی که غزالی در رد و نقض اقوال فلاسفه طرح کرده همین مسأله است[١] . این مسأله مهمترین مسألهای است که طرح کرده و بیش از هر مسأله دیگری روی آن پافشاری میکند و جزء مسائلی است که حتی فلاسفه را روی آن تکفیر کرده است. او همین برهان را از فلاسفه نقل میکند و میگوید: شما در اینجا مغالطه کردهاید؛ شما بحث را آوردهاید در اینکه آیا زمان حادث زمانی است یا نه، بعد هم حادث زمانی را تعریف کردهاید و گفتهاید زمان نمیتواند حادث زمانی باشد چون از عدمش وجودش لازم میآید. میگوید: ولی ما مسأله را به این شکل طرح نمیکنیم، ما نمیگوییم «آیا زمان حادث زمانی است یا نه؟» بلکه میگوییم: آیا زمان متناهی است یا متناهی نیست؟ آیا زمان ابتدا و انتها دارد یا ندارد؟ (حال چه حدوث زمانی درباره آن صدق کند چه صدق نکند). غزالی میگوید: ما میگوییم زمان ابتدا دارد، و برهان شما دیگر در این جاری نیست؛ چون ما نمیگوییم «زمان حادث زمانی است» تا آن اشکالات لازم بیاید.
خلاصه غزالی میگوید حرف ما این است: «زمان از نظر استدلالْ طرف موجود دارد». لذا مرحوم آخوند در اینجا بحث را به همان صورتی مطرح کرده که غزالی اشکال کرده؛ آخوند فرموده: فی أنّ الزمان یمتنع أن یکون له طرف موجود.
غزالی بعد از ذکر این مطلب، نقضی هم به فلاسفه وارد کرده و گفته: آنچه ما در باب زمان میگوییم، نظیر چیزی است که شما در باب مکان میگویید. چه فرق است میان زمان و مکان؟! شما در باب ابعاد عالم قائل به لاتناهی ابعاد نیستید و میگویید
[١] . بالخصوص در كتاب تهافت الفلاسفه كه بيست مسأله را در ردّ فلاسفه مطرح كرده. غزالی نبوغفكری فوقالعادهای دارد گو اينكه در فلسفـه تبحر و تخصص ندارد. آدم متشرعی است ولی به تكفيرقناعت نمیكند، اهل استدلال است و در جای خودش استدلالهای خيلی قويّی آورده. كتاب تهافت الفلاسفه او كتاب كوچكی شمرده نمیشود.