مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٦
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٩٦
صورتی؛ ]یعنی[ هیولای اُولی را به عنوان یک جوهر در مقابل صورت میبینیم که یکی حالّ و دیگری محل است. ]همچنین در صور طولیه[ هیولای ثانیه را جدای از صورت لاحق میبینیم و میگوییم «هیولای ثانیه استعداد خاصی دارد برای صورت بعدی و وقتی صورت لاحق آمد، صورت اول به یک اعتبار زائل میشود و باز هیولی با صورت لاحق، استعداد برای صورتی دیگر دارد». همچنین امور عَرْضی را مباین و جدا و منفصل از یکدیگر میبینیم. پس با یک دید این کثرتها را میبینیم.
ولی اگر یک دید وسیعتر و کلیتر ـ کأنّه از بالا ـ داشته باشیم این کثرتها تبدیل به وحدتها میشوند؛ یعنی میبینیم که مثلا کثرت ماده و صورت کثرت واقعی و عینی نیست، بلکه در واقع آن موجودی که میگوییم مرکب از ماده و صورت است، نحوه وجودی دارد که در آن، نقص و کمال و وجود و عدم با یکدیگر درآمیختهاند و از جنبه عدمی آن، ماهیت انتزاع میشود.
بعد میبینیم این وجود یک وجود واحدِ متصلِ کشیدهشده است که مراتبش ذاتا بر یکدیگر تقدم و تأخر دارند. (عین همان بیانی را که دیگران در باب زمان گفتهاند که «تقدم و تأخر ذاتی زمان است»، ما در باب جوهر میگوییم؛ یعنی میگوییم: تقدم و تأخر ذاتی مراتب[١] جوهر است.)
چرا هرکدام از مراتب جوهر اختصاص به زمانی خاص دارد؟
اینجا سؤالی مطرح میشود به این مضمون: چرا بعضی از مراتب جوهر اختصاص دارد به یک زمان و بعضی دیگر اختصاص دارد به زمان دیگر و چرا آن مرتبهای که اختصاص به این زمان دارد در آن زمانِ دیگر نیست و آن مرتبهای که اختصاص به آن زمان دارد در این زمان نیست؟
جواب: تقدم و تأخر، ذاتی مراتب جوهر است
ایشان میگوید: جواب این سؤال از آنچه گفتیم روشن است. این که گفتیم «تقدم و تأخرْ ذاتی مراتب جوهر است» یعنی زمان امری بیرون از این مراتب نیست. عین
[١] . در اينجا گفتن «اجزاء» به جای «مراتب» غلط و مسامحه است.