مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٢
] مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٩٢
قبل از بیان مطلب آقای طباطبایی مقدمهای ذکر میکنیم :[ در باب عالم طبیعت انواعی از کثرت قابل بحث است. یکی همان کثرت قابل و مقبول است که آیا میان ماده و صورت کثرتی هست یا نه[١] ؟ گفتیم که چنین کثرتی عینی نیست بلکه بیشتر برمیگردد به تحلیل عقلی.
بحث دیگر راجع به کثرت طولی صورتهاست. مثلا شیئی نطفه میشود (یعنی صورت نطفه بودن پیدا میکند) بعد علقه میشود، بعد مضغه میشود تا اینکه انسان میشود، این صورتها با یکدیگر چه نسبتی دارند؟ آیا واقعا کثرتی در کار است، یا اینکه این تجزیهها نیز کار ذهن است و ]در عالم عین[ یک واقعیت متصل و متدرج و ذیمراتب بیشتر وجود ندارد؟ بدون شک مُختار مرحوم آخوند که در بسیاری از کلمات خودش به آن تصریح کرده همین شق دوم است و اصلا معنای حرف ایشان که میگوید «حرکت جوهریه خَلع و لَبس نیست بلکه لَبس بعد از لَبس است» همین است.
اگر بپرسید: پس چرا مرحوم آخوند گاهی اسم صورت سابقه و صورت لاحقه را میآورد و میگوید «صورت سابقه ماده را مستعد میکند برای صورت لاحقه و باز این صورت لاحقه برای صورتی دیگر»؟ آیا از اینجا معلوم نمیشود که ایشان به کثرتی قائل است؟
در جواب میگوییم: خود مطالب مرحوم آخوند نشان میدهد که ما گاهی به وجود نظر میکنیم و گاهی به ماهیت. وقتی به وجود نظر کنیم وحدت است و وقتی به ماهیت ـ که امری اعتباری است ـ نظر کنیم کثرت است، ولی این کثرتْ کثرت اعتباری است. پس اگر گاهی صورتها را تقطیع میکنیم و میگوییم «صورت سابق از بین رفت و صورت لاحق آمد و باز صورت لاحق از بین رفت و صورتی دیگر آمد» در واقع این کثرت کثرت به حسب اعتبار است و الّا در عالم عین تمام این صورتها صورت واحد و مراتب یک واحد هستند. پس جنبه وجود را نباید با جنبه ماهیت اشتباه کنیم؛ اگر به جنبه وجود نظر کنیم میبینیم در میان این صور طولیه وحدت حکمفرماست و اگر جنبه ماهیت را نگاه کنیم میگوییم «هیولای ثانیه متلبس به صورتی است و مستعد برای صورت دیگر». ما با چشم ماهیتبین تعبیر به
[١] . همان بحثی كه اينجا مطرح بود.