مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٩
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٨٩
پس جاعل یجْعَلُ الموضوعَ متحرّکآ نه اینکه یجْعَلُ نفسَ الحرکة. (در حرکت عَرَضی یجعلُ نفسَ الحرکة معنی ندارد بلکه یجعلُ الشیءَ متحرّکآ معنی دارد.) وقتی که جعل، تألیفی و مرکب شد مطلب دیگری عود میکند و آن این است که: علة المتغیر متغیر، یعنی هرجا متغیرْ متغیرِ به جعل تألیفی باشد (یعنی هر جا ذات متغیر امری باشد و تغیر امری دیگر) علت متغیر هم باید متغیر باشد.
تنها در جایی علت متغیر میتواند ثابت باشد که معلول او مجعول به جعل بسیط باشد؛ یعنی جاعل به جعل واحد حقیقتی را جعل کند که در ذات خودش متغیر است. وقتی به سراغ حقایقی میرویم که حرکت (یعنی حدوث تدریجی) را میپذیرند میبینیم یگانه حقیقتی که قابل جعل به جعل بسیط است حقیقت جوهری است.
وارد نبودن اشکالهای حاجی سبزواری و علامه طباطبایی به مرحوم آخوند
بنابراین نه اشکال حاجی بر حرف مرحوم آخوند در ربط حادث به قدیم وارد است و نه نقدهای آقای طباطبایی. آخوند در این «بحثٌ و تحصیلٌ» به طور اشاره همین مطلب را ذکر کردهاند و عجیب این است که اتفاقا در اینجا آقای طباطبایی یک حاشیه بسیار خوب و عالی دارند که قسمتی از مطالب آخوند در اینجا را بهتر از همه توضیح دادهاند و حق این بود که با توجه به آنچه در اینجا گفتهاند و اینکه خودشان به همین مطلب توجه دارند، آن اشکالها و نقدها را به مرحوم آخوند وارد نمیکردند.
در حرکت جوهریه، قابلْ حکمی مستقل از مقبول ندارد
وقتی این مطلب ثابت شد که قابل و مقبول در حرکت جوهریه اثنینیت عینی و خارجی ندارند بلکه اثنینیتشان عقلی است، میگوییم: پس در اینجا قابل حکمی مستقل از مقبول ندارد که بپرسیم حادث است یا قدیم؟، بلکه در حکمش تابع صورت است؛ یعنی اگر صورت (مقبول) حادث بود قابل هم حادث است و اگر قدیم بود آن هم قدیم است. ]در اینجا[ وقتی صورت حادث و متجدد بالذات است ماده هم به تبع صورت همان حکم را پیدا میکند و حکم مستقلی ندارد.