مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٨
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٨٨
ربط متغیر به ثابت، نیازمند به امری هستیم که به جعل بسیط قابل جعل باشد و در عین اینکه به جعل بسیط قابل جعل است امری باشد که از یک جنبه حادث است و از جنبه دیگر قدیم. در حرکت عرضیهای که شما[١] در نظر گرفتید اگر بخواهیم نفس حرکت را یک پدیده مستقل در مقابل ما فیه الحرکه و موضوع بدانیم مثل این است که «حدوث» را امری مستقل در مقابل حادث بدانیم، در حالی که «حدوث» پدیده مستقلی در مقابل حادث نیست بلکه همان وجود بعدالعدمِ حادث است. حرکت هم وجود و حدوث بعدالعدم تدریجی است. ما به حرکات عرضیه ]و به طور کلی[ به مفهوم حرکت به عنوان یک پدیده مستقل در عالم نمیتوانیم نگاه کنیم؛ نمیتوانیم بگوییم در عالم اشیائی (مثل انسان و درخت و اسب و رنگ و عدد) وجود دارند و در کنار آنها «حرکت» هم وجود دارد. این مثل این است که بگوییم در عالم اشیائی وجود دارند و در کنار آنها «حدوث» هم وجود دارد. بله «حدوث» وجود دارد اما «در» همه اینها وجود دارد نه اینکه پدیدهای جداگانه باشد. انسان وقتی وجودش وجود بعدالعدم شد میگوییم «حدوث انسان»، رنگ وقتی وجودش وجود بعدالعدم شد میگوییم «حدوث رنگ»، عدد وقتی وجودش وجود بعدالعدم شد میگوییم «حدوث عدد».
پس «حدوث» پدیدهای در مقابل پدیدهها نیست، بلکه نحوه وجود این پدیدههاست. حرکت هم همین طور است؛ یعنی ما نمیتوانیم حرکت را به صورت پدیدهای در کنار پدیدهها بدانیم، بلکه به یک معنا در همه پدیدهها هست و همه چیز حرکت است ]و[ به یک معنا خودش به تبع اشیاء دیگر موجود است. پس حرکت بما هی حرکةٌ (یعنی ماهیت حرکت بما هی حرکةٌ) حکمی ندارد و باید برویم سراغ متحرکها و ما فیه الحرکهها.
حالا میرویم سراغ متحرکها. مطلب بسیار مهمی که خیلی جاها در خلال کلمات مرحوم آخوند آمده است ـ و عجیب این است که در موارد خیلی لازم آن را نگفته و مثل اینکه فرض کرده مورد توجه است ـ این است: اگر حرکتْ عرضی باشد نمیتواند رابط باشد؛ چون حرکت عرضی حکم عرض را پیدا میکند و در عرض مقبول غیر از قابل است، مقبول که غیر از قابل شد علیت و جعلْ تألیفی خواهد بود،
[١] . [خطاب به شيخ و امثال او.]