مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٤
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٨٤
و ثالثا اشکالی در خود آن استعدادهای حادث پیش میآید به این صورت: وقتی فاعل تامّ الفاعلیه باشد ولی قابلیت قابل مشروط به حدوث استعدادهایی باشد، میگوییم: صورت از این جهت در این زمان حادث شده است که استعدادش در این زمان حادث شده است، ما نقل کلام به خود استعداد میکنیم و میگوییم این استعداد چرا در این زمان حادث شده است و در زمان قبل حادث نشده است؟ پس اشکال در خود استعداد باقی است.
پس در این «بحثٌ و تحصیلٌ» برمیگردند به مسأله قابل و مسأله بقای موضوع در حرکت جوهریه، ولی نه به آن صورتی که سابقا مطرح شد که بنا بر حرکت جوهریه قابل و موضوع معنی ندارد و حال آنکه در هر حرکتی وجود موضوع و حتی بقای موضوع لازم است، بلکه ]اشکال[ از طرف عکس مطرح میشود.
آنچه ما ذکر کردیم روح اشکال بود که باز به بیان دیگری عرض شد و در واقع ]این اشکال[ مقداری مربوط میشود به بحثی که در فصل هجدهم در مسأله بقای موضوع بیان شد که در آنجا ایشان فرمودند: «بله، در هر حرکتی بقای موضوع لازم است» و در آخر اشارهای کردند به اینکه «لکن این مسأله توضیح و استثنائی دارد که در آینده بیان میکنیم»، و مقداری هم (یعنی از جهت جواب اشکال) مربوط میشود به فصل دوازدهم که در مسأله محرک اول و اثبات محرک عقلی بود[١] .
مشکل نوشتههای تألیفی مرحوم آخوند
یکی از مشکلات این کتاب و به طور کلی یکی از مشکلات نوشتههای تألیفی مرحوم آخوند این است که مطالب ایشان منظم نیست و به یادداشتهای متفرقه شبیهتر است، برخلاف آن نوشتههای ایشان که به صورت تعلیقه بر گفتههای دیگران است مثل تعلیقه شفا و تعلیقه حکمة الاشراق و شرح هدایه میبدی، که خیلی منظمتر و مرتبتر و جمع و جورتر است، مثل اینکه حرفهای دیگران حرفهای ایشان را متمرکز کرده است. و لهذا گاهی برای روشن شدن یک مطلب باید مجموع حرفهای ایشان را از فصلهای متعدد استخراج و جمعبندی کرد.
[١] . ما فصل دوازدهم را خيلی مفصل توضيح داديم.