مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٨٢
این موضوع را به نحوی باقی بدانیم چگونه باید ]آن را تصویر کنیم؟[ و اصلا آیا لازم هست ما در حرکت جوهریه قائل به بقای موضوع شویم یا نه؟». در آنجا یکی از مطالب مرحوم آخوند این بود که اصلا ضرورتی ندارد که ما در حرکت جوهریه دنبال موضوع باقی بگردیم[١] . این مطلب از ضمن کلمات خود مرحوم آخوند در همان جا استفاده میشد و روح مطلب ایشان هم همین بود، ولی مرحوم آخوند در آنجا تلاش فراوانی میکرد برای اینکه به نحوی که با مبانی خودش منافات نداشته باشد، بقای موضوع را در حرکت جوهریه تصویر کند، لذا میگفت «صورةٌ مّا باقی است» یا «ماهیت باقی است» یا «ماده باقی است».
خلاصه اینکه: در آنجا بحث از آن نظر مربوط به بقای موضوع بود که مستشکل چون میخواست به حرکت جوهریه اشکال کند میگفت: «هر حرکتی نیازمند به موضوع باقی است و چون در حرکت جوهریه بقای موضوع معنی ندارد پس حرکت جوهریه درست نیست». بعد، از این اشکال از ناحیههای مختلف جوابهای گوناگونی داده میشد که جواب اصلی این بود که در حرکت جوهریه به بقای موضوع به شکلی که در جاهای دیگر مطرح است نیاز نداریم، و ]در جوابهای دیگر[ از جنبههای مختلفی به شکلی یک امر باقی در حرکت جوهریه فرض میشد.
تقریر مجدد اشکال
اما در این «بحثٌ و تحصیلٌ» همان مسأله مطرح است ولی از ناحیه عکس مطلب؛ یعنی مستشکل میگوید: بسیار خوب، ما حرکت جوهریه را قبول میکنیم، ولی از باب اینکه هر حرکتی، هم نیازمند به فاعل است و هم نیازمند به قابل، پس در حرکت جوهریه ناچاریم قائل به قابل شویم؛ چون اگر قابلی در کار نباشد این با مادی بودن سازگار نیست؛ یعنی اگر شیئی نحوه وجودش به گونهای باشد که اساسا فعل و قبول در آن راه نداشته باشد، این با مادی بودن سازگار نیست و مساوی است با مجرد بودن.
پس در اینجا باید به نحوی «قابل» فرض کنیم. حال، این قابل یا مانند مقبولش
[١] . گرچه آخوند اين مطلب را مختصر بيان كرده بود، ولی آقای طباطبايی با حاشيهای كه مرقوم فرمودهبودند مطلب را روشن كردند.