مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٤
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٧٤
جواب اشکال
مرحوم آخوند از این اشکال جواب میدهند گو اینکه جواب ایشان خوب کلاسه نشده است. آقای طباطبایی در توضیح حرف مرحوم آخوند در اینجا حاشیه نسبتا خوبی دارند که شاید به فهم مطلب آخوند کمک کند. حالا من مطلب را به بیان دیگری عرض میکنم.
خلاصه جواب این سؤال این است: شما هنوز رابطه ماده و صورت را از یک طرف، و هویت ماده را (مخصوصا ماده اولی، هیولای اولی) از آن جهت که ماده است از طرف دیگر، خوب تصور نکردهاید. شما خیال کردهاید این که میگویند «عالم طبیعت مرکب از ماده و صورت است» به این معناست که ماده در مقابل صورت از خودش تشخص و شخصیتی دارد، آنوقت میگویید «صورت حادث است، ماده چطور؟ آیا ماده حادث است یا قدیم؟»؛ یعنی شما برای ماده حکمی مستقل از صورت و قهرا شخصیتی در مقابل شخصیت صورت قائل هستید. به بیان دیگر[١] : شما ترکیب ماده و صورت را ترکیب انضمامی فرض کردهاید (یعنی خیال کردهاید در خارج دو امر به یکدیگر ضمیمه شدهاند و در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، یکی ماده و دیگری صورت) و بعد میگویید «صورت حادث است، ماده قابل چطور؟ آیا حادث است یا قدیم؟»، در صورتی که این طور نیست؛ یعنی ترکیب ماده و صورت ترکیب اتحادی است و این اتحاد از قبیل اتحاد مبهم با متعین و لامتحصل با متحصل است.
ایشان میگویند: وحدت ماده وحدت جنسی است و نحوه وجود ماده با صورت نظیر نحوه وجود جنس در فصل است که وجود جنس عین وجود فصل است[٢] . مثلا در مورد انسان که میگوییم «حیوان ناطق»، چنین نیست که در خارج نیمی از وجود انسان حیوان باشد و نیم دیگر ناطق، و ناطقیت در حیوانیت حلول کرده باشد و این دو با یکدیگر ضمیمه شده باشند، که در این صورت در تعریف انسان باید گفت «حیوانٌ و ناطقٌ»، بلکه انسان در خارج یک هویت بیشتر نیست و حیوانیت واقعیت مبهمی است که گاهی در واقعیت ناطق موجود است، گاهی در
[١] . البته اين تعبير در اينجا نيامده، ولی آنچه كه اينجا ذكر شده مبتنی بر همين مطلب است.
[٢] . ايشان اين جهت را در جاهای زيادی ذكر كردهاند.