مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧١
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٧١
وجود پیدا کرده است، یا قابلی در کار نیست؟
اگر بگویید «قابلی در کار نیست» لازم میآید این صور جوهریه متجدده (همین طبایعی که شما به آن قائل هستید) مجرد و قدیم باشند؛ چون فرق مجرد با مادی در این است که مجرد بلاماده است. مجردات یعنی صور محضی که چنین نیست که قبلا مادهای و قابلی (شیئی که حامل استعداد آنها باشد) وجود داشته باشد و آنها در این قابل وجود پیدا کنند به گونهای که واقعیتشان واقعیت وجود یک مقبول در قابل باشد.
پس اگر این صور جوهریهای که شما میگویید از مؤثر قدیم حادث شدهاند بلاقابل باشند، لازم میآید مجرد باشند و اگر مجرد باشند دیگر در آنها تجدد و طبیعت بودن معنا ندارد، بلکه غیرطبیعت و ماوراء طبیعت میشوند، در حالی که بحث ما در طبیعت است.
و اگر بگویید: این جوهرِ متجدد بالذات نحوه وجودش نحوه وجود مقبول در قابل و حالّ در محلّ است، ما از شما سؤال میکنیم محل و قابل این جوهرْ قدیم است یا حادث؟ اگر این قابل هم حادث باشد، به حکم این که هر حادثی نیازمند به قابل است[١] این قابل هم نیازمند به قابلی است و باز در قابل دوم هم این سخن میآید و... . آنوقت لازم میآید که هر صورت جوهریهای که حادث میشود، در آنِ واحد این صورت عارض بر یک ماده قابله شده باشد که آن ماده قابله هم عارض بر ماده قابله دیگری است که آن هم در ماده قابله دیگری حلول کرده است الی غیر النهایه.
اما اگر ماده قابله قدیم باشد باز از شما سؤال میکنیم که آیا ذات این ماده (یا ذات مع لوازم الذات) کافی است برای وجود این صورت مقبوله، یا کافی نیست و نیاز به شرط حادث هم هست؟ اگر بگویید «همین ذات قدیم ماده برای حلول این صورت متجدد بالذات جوهری کافی است»، میگوییم پس مقبول نمیتواند موجودی باشد که حدوث تجددی داشته باشد، بلکه باید به تمام مراتبش از ازل در قابل وجود پیدا کرده باشد، چون اگر قابل به تمام ذات قدیم است مقبول هم باید به
[١] . چون «كل حادث مسبوق بقوّة و مادّة تحملها»؛ يعنی هر حادثی بايد در ماده قابلی حادث شود و غيراز اين محال است.