مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٩
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٦٩
شما مفهوم کلی مقدار را هم تعقل میکنید[١] ، مثل وقتی که میگویید «موضوع علم هندسه مقدار است». در اینجا شما کلی مقدار را تعقل کردهاید و کلی مقدار تقدّر ندارد؛ چون ثابت شده است که هیچ مفهوم کلی دارای تقدر نیست. پس مفهوم کلی مقدار در ذهن شما مجرد از مقدار است؛ یعنی در عین اینکه مقدار است، غیر متقدّر و مجرد از مقدار است. پس ببینید معقول آن با محسوسش چقدر تفاوت دارد!
حرکت، زمان و قوه نیز اموری هستند که وجود معقولشان با وجود محسوس و عینیشان صد درصد تباین دارد؛ چون همین که مثلا حرکت را تعقل کردیم، تعقل مساوی است با ثبات (یعنی لاحرکة)؛ یعنی در عین اینکه حرکت ذهنی ما معقولِ حرکت است، «لاحرکة» است.
البته این مثالها اشکال بیشتری از آنچه که در جاهای دیگر وجود دارد ندارد، فقط ایشان خواسته است تنبه بدهد به این مطلب که بسیاری از اشیاء، معقولشان با محسوسشان مخالف است، و به تعبیر حاجی «مخالف است در حد تباین، نه آن نوع مخالفتی که همیشه هر وجود ذهنی با وجود عینی دارد». خلاصه ایشان فصلی هم در این زمینه بحث کردهاند که البته بحث جوهری و مهمی در این باب نیست.
[١] . در مثالهای قبل (مدرسه و اتاق) مصداق مقدار را تصور كرده بوديد.