مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٣
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٦٣
انتزاع.
روح حرف آخوند: جعل به امور انتزاعی تعلق نمیگیرد
حالا مرحوم آخوند چه نتیجهای میخواهد از این مطلب بگیرد؟ روح حرف مرحوم آخوند این است که جعل (یعنی علیت) به امری تعلق میگیرد که خودش از معقولات اوّلیه باشد؛ یعنی ماهیتی باشد که در خارج وجود پیدا کند و وجودْ وجودِ آن باشد. پس آن چیزی میتواند مستقلا مجعول باشد که از معقولات اوّلیه باشد و بنابراین «شیء حادث» میتواند مجعول باشد، ولی «حدوث» مجعول نیست. «حدوث» یک امر انتزاعی است و از لوازم ذات حادث است و جاعل فقط حادث را جعل میکند، نه اینکه حدوث حادث را هم جعل کند و نه اینکه فقط حدوث حادث را جعل کند ولی خود حادث را جعل نکند. «حدوث» یعنی وجود بعدالعدم، آیا جاعل وجود حادث را جعل میکند و چون این وجودْ مسبوق به عدم است از آن وجود بعدالعدم انتزاع میشود؟ یا اینکه جاعل وجود با صفت بعدالعدم بودن را جعل میکند[١] ؟ معلوم است که جاعل وجود را جعل میکند، وجودی که به حمل شایع بعدالعدم است، نه وجود بعدالعدم را که بعدیت عدمش هم به جعل جاعل جعل بشود.
حال میگوییم: ایشان میخواهد بگوید همان طور که حدوثْ مجعول به جعل جاعل نیست و یک امر انتزاعی است، حرکت هم مجعول به جعل جاعل نیست، بلکه انتزاع میشود از نحوه جعل متحرک یا نحوه جعل ما فیه الحرکة، و آنچه مجعول جعل جاعل است ما فیه الحرکة یا متحرک است.
اگر این مطلب ایشان ثابت شود، آنوقت ایرادشان به قدما وارد است. ایشان در ایراد اول به قدما میگوید: شما رابط میان حادث و قدیم را چیزی قرار دادهاید که انتزاعی و اعتباری است و امری است که حتی قابلیت این را که جعل به او تعلق بگیرد ندارد؛ شما باید رابط را چیزی قرار بدهید که بتواند مجعول به جعل جاعل باشد. سخن شما در اینجا مثل این است که بگویید «حدوث رابط است» در حالی که حدوث، چیزی جز یک مفهوم انتزاعی نیست؛ وجود با صفت بعدالعدم بودن یک
[١] . يعنی بعديت عدمش هم مجعول باشد.