مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٠
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٦٠
جواب اشکال
در جواب میگوییم: اگر براهین حرکت جوهریه منحصر در این دلیل بود، این اشکال وارد بود، ولی چون منحصر نیست ایشان حق دارد به امثال شیخ بگوید: اگر طبیعت فلک ثابت بود حرف شما در باب ربط متغیر به ثابت درست بود، ولی چون ما به دلایل دیگری تغیر فلک را ثابت کردهایم، پس این که میگویید «علت حرکت یک امر قدیم است» مطلب درستی نیست.
این ایراد چهارمی بود که ایشان بر حرف قدما وارد کردهاند. این بحث ادامه دارد و یک «تنبیهٌ و تنویرٌ» و بعد یک «بحثٌ و تحصیلٌ» هست که همه مربوط به همین بحث است. از میان چهار ایرادی که ایشان به بیان قدما وارد کردهاند ایراد اول و سوم مهمتر است. ما قصد داریم بعدا این ایرادها را مفصلا نقل کنیم، ولی فعلا فقط اشاره دوبارهای میکنیم.
اشارهای دوباره به ایراد اول آخوند به بیان قدما در ربط حادث به قدیم:
حرکتْ امر نسبی است
ایراد اول ایشان که مورد اشکال محشّین واقع شده بود این مسأله بود که «حرکت امر نسبی است». آنچه باید دربارهاش کار و فکر بشود و به نظر میرسد آنچنان که باید، کار و فکر نشده است همین مسأله است. این مطلب را ایشان در همین مباحث حرکت، مکرر به این بیان ذکر میکند که حرکت عبارت است از خروج اشیاء از قوه به فعل تدریجا، نه امر خارج از قوه به فعل تدریجا، و این دو فرق میکند. امر خارج از قوه به فعل تدریجا، امری است که خود در خارج حقیقت دارد، ولی خروجْ یک نسبت و اضافهای است که از مقایسه شیء با شیء دیگر زاده میشود، مثل مفهوم حدوث. گفتیم که «حادث» در عالم حقیقت دارد (یعنی خودش یک حقیقت است و به اصطلاح امروز خودش یک پدیده است)، ولی «حدوث» خودش حقیقتی غیر از حادث نیست. «حدوث» از وجود حادث با مقایسه و اضافه به عدم قبلی انتزاع میشود؛ یعنی یک مفهوم اضافی است. (نسبی در اینجا در مقابل مطلق نیست بلکه به معنی اضافی است؛ یعنی از مقوله اضافه است.) شیء حادث خودش یک پدیده و ماهیت و یکی از حقایق عالم است؛ مثلا رنگی که حادث میشود خودش یک