مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٨
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٥٨
حادث به قدیم داشتند، از خود ایشان است؛ اصل مطلب ایشان همان است که شیخ و امثال او گفتهاند ولی این سبک تقریر که شاید بهترین شکل تقریر این مطلب باشد، متعلق به خود ایشان است. اجمالا این طور یادم است که ایشان در اواخر شرح هدایه[١] که مسأله ربط حادث به قدیم مطرح است تصریح میکند: «این بیان به این شکل اختصاص به خود ما دارد». ما هم که کتابهای دیگر را نگاه کردیم دیدیم همین طور است.
اشکال چهارم آخوند به مبنای شیخ و امثال او در ربط حادث به قدیم
اشکال چهارم ایشان بر امثال شیخ این است: شما گفتید «حرکت وضعی فلک دارای دو جنبه است؛ از یک جنبه دائم است و مستند به علتی قدیم، و از جنبه دیگر (که همان جنبه مراتب باشد) حادث است و مستند و منشأ حوادث». این حرف وقتی درست است که علت حرکت وضعی فلک قدیم باشد، اما اگر ثابت شود که علت حرکت وضعی فلک هم قدیم نیست، بیان شما به کلی ناقص است.
به عبارت دیگر: شما میخواهید بگویید «حرکت وضعی فلک به آن اعتباری که ابتدای زمانی ندارد امری قدیم است و لا اول له و قهرآ لا آخر له، و این قدیم از جنبه قدیم بودنش مستند است به علت قدیم». پس شما فرض کردهاید علت حرکت وضعی فلک قدیم است و حرکت وضعی فلک از جنبه قدیم بودنش مستند است به علت قدیم. حال اگر ثابت شود که علت حرکت وضعی فلک هم نمیتواند قدیم باشد و خود آن یک امر متجدد حادث است، به طریق اَولی این بیان از بین میرود؛ چون قدیم نمیتواند معلول حادث باشد. (در این مطلب بحثی نیست که اگر قدیمی در عالم باشد حتما باید علت آن، قدیم باشد؛ بحث در این است که حادث که باید علتش حادث باشد، چگونه بالاخره منتهی به قدیم میشود.)
حال ایشان میگوید: حرکت وضعی فلک معلول چیست؟ روی اصول خود شیخ و دیگران، این حرکت نمیتواند مستقیما معلول ماوراءالطبیعه باشد. بارها این مطلب را گفتهایم که علت مباشر آثاری که در اشیاء طبیعت میبینیم، خود طبیعت
[١] . شرح هدايه ظاهرا اولين كتاب تأليفی ايشان است كه در آن به اكثر مبانیای كه بعدا برايشان پيدا شدهتوجهی نشده است و اين كتاب بيشتر رنگ مشائی دارد.