مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٥٢
زمین است، و اگر علل دورتر را در نظر بگیریم قوای غیبی حاکم بر زمین و همه طبیعت است که بالاخره به واجب تعالی منتهی میشود. قرآن میفرماید: أَفَرَأیتُمْ ما تَحْرُثونَ. ءَ أَنْتُمْ تَزْرَعونَهُ أَمْ نَحْنُ الزّارِعونَ[١] ؛ نقش کشاورز نقش اعدادی است و نقش خداوند نقش ایجادی.
پس اگر میگویند حرکتْ علت حوادث است، مقصود این نیست که علت ایجادی است، بلکه مقصود این است که علت اعدادی است، و اضعفُ وجودآ بودن در علل اعدادی اشکالی ندارد.
این ایرادها هم علیالظاهر با توجه به آنچه مرحوم آخوند در فصل بیستم گفتند[٢] ، جواب داده میشود. ما بعد که برگشتیم در این مورد بحث میکنیم.
اشکال سوم آخوند به مبنای قدما در ربط حادث به قدیم
اشکال سوم مرحوم آخوند بر امثال شیخ این است: شما گفتید حرکت دارای دو حیثیت است و از یک حیثیت قدیم است و از حیثیت دیگر حادث، و از آن حیثیتی که قدیم است مربوط به علت قدیم است؛ ما میپرسیم: حرکت از کدام حیث قدیم است؟ حرکت اصلا حیثیت قدیم ندارد، تمام حیثیات حرکت حیثیت حدوث است. اگر بگوییم حرکت دارای حیثیت قدیم است باید برای آن، جنبهای قائل باشیم که به آن جنبه یک وجود دائم و مستمر است، در حالی که حرکتْ وجود مستمر ندارد و در آن امری که دوام و بقا داشته باشد وجود ندارد، بلکه هرچه هست مراتب متصل حدوث و فناست، لذا میگوییم حرکت حدوث و فنای دائم است.
بعد آخوند در یک جمله مختصر میگوید: «اگر ماهیت را در نظر بگیریم ماهیت امر کلی است و امر کلی وجودی ندارد الّا بالعرض». مقصود ایشان این است که اگر شما مراتب را در نظر بگیرید و بگویید هر مرتبهای مصداق ماهیت است و چون مصادیق پشت سر هم میآیند پس ماهیت دوام دارد، ما میگوییم ماهیت امر اعتباری است.
[١] . واقعه / ٦٣ و ٦٤.
[٢] . آنجا كه در باب علت متغير و ثابت فرمود كه قدما دو سلسله فرض میكردند، و بعد اشكالی كرد.