مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٧
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٤٧
دهد.
توضیح بیشتر
توضیح بیشتر اینکه: در حرکات عرضیه مثل أین و وضع، جسم موضوع است به اعتبار اینکه حرکت را قبول میکند، و حرکت عرض است؛ زیرا جسم جوهر است و أین و وضع عرضند. در اینجا وجود قابل غیر از وجود مقبول است. اینجاست که اصل «علة المتغیر متغیر» جاری میگردد؛ چون جسم ـ که فی حدّ ذاته وجود دارد ـ این امکان را دارد که وضع جدیدی بگیرد؛ یعنی این امکان را دارد که علتی بیاید و آن را متغیر کند. این است که اینجا جعل، جعل تألیفی میشود. در اینجا همه قبول کردهاند که علت متغیر باید متغیر باشد.
ولی یک وقت است که ما میخواهیم امر متغیر بالذاتی را فرض کنیم که جعل آن به جعل بسیط، عین جعل تغیر باشد؛ یعنی مانند جسم نباشد که متغیر بالعرض است.
روی همین حساب است که قدما نگفتهاند وضع متغیر فلک رابط است، بلکه گفتهاند خود حرکتِ این وضع رابط است؛ چون دیدهاند در حرکت میتوانند بگویند ماهیت حرکت عین حدوث و تجدد است و جعل به خود حرکت تعلق گرفته است (یعنی در مورد حرکت چنین نیست که یجعل الحرکة حرکة، بلکه یجعل الحرکة)، ولی اگر بگویند وضعْ رابط است باید بگویند جاعلْ جسم را متحرک بالعرض قرار داده (یجعل الجسم متحرکآ بالعرض)، آنوقت ناچارند بپذیرند که علت آن هم باید متغیر باشد. پس به این جهت است که گفتهاند خود حرکت رابط است.
مرحوم آخوند میگوید: در حرکات عرضیه (مثل همین حرکت وضع) جعلْ تألیفی است چون نمیتواند مستقلا به خود اینها تعلق بگیرد، و وقتی جعلْ تألیفی باشد علت نمیتواند قدیم باشد؛ علت چنین متغیری باید متغیر باشد.
مدعای مرحوم آخوند در ربط حادث به قدیم
سخن مرحوم آخوند این است که تنها حقیقتی که میتواند ازلا مجعول به جعل بسیط باشد و در عین حال از حاقّ ذاتش حرکت انتزاع شود، جوهر است. جوهر یگانه چیزی است که این گونه نیست که جاعل به جعلی آن را موجود کند و به جعل