مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤١
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٤١
میشود. پس این اشکال شما باطل است.
ایرادی دیگر بر اشکال اول مرحوم آخوند
در اینجا به نظر میرسد اشکال دیگری هم به مرحوم آخوند میتوان وارد کرد و آن این است: آیا این بیانی که شما در باب نسبی بودن حرکت دارید به یک سلسله مسائل و مباحثی که خودتان در گذشته مطرح کردهاید ضربه نمیزند؟ شما در گذشته برای خود حرکت در مقابل سکون، نوعی فعلیت قائل شدید و لهذا گفتید خود حرکت احتیاج به علت دارد و هر متحرکی نیازمند به محرّک است. بعد هم در ]توضیح[ تعریف حرکت که «الحرکة کمال اوّل لما بالقوة من حیث إنّه بالقوة» میگفتید حرکت خودش فعلیت خاصی است، ولی فعلیتی است که قوه و فعلیت در او آمیخته است، فعلیتی است از نوع فعلیت طلب که همیشه به دنبالش یک مطلوب باید داشته باشد.
اگر شما در اینجا به این استحکام میگویید که اصلا حرکت به هیچ معنا وجود ندارد بلکه منتزع است از وجود تدریجی اشیاء، پس ما باید در همه حرفهایی که در گذشته گفتهاید تجدید نظر کنیم. بنا بر آنچه شما اینجا میگویید، اگر جسم ساکن باشد دارای نحوی از أین[١] (أین ثابت) است و اگر در حال حرکت باشد دارای أین تدریجی الوجود است؛ پس هردو به یک نحو نیازمند به علتند و متحرک علتی بیشتر از ساکن نمیخواهد[٢] .
این هم اشکالی بود که علاوه بر اشکالی که دو محشّی بزرگوار هرکدام به نحوی به مرحوم آخوند وارد کردهاند، در اینجا مطرح است، ولی بعدها عرض خواهیم کرد که به عقیده ما همه این اشکالات جواب دارد.
مرحوم آخوند سه اشکال دیگر هم بر شیخ و امثال شیخ وارد میکند که باز محشّین بر آن اشکالات هم ایرادهایی دارند.
[١] . يعنی در مكان.
[٢] . ممكن است كسی چنين نتيجهای بگيرد، مخصوصا كه با حرفهای امروزيها هم خيلی تطبيق میكند.ولی به هرحال مرحوم آخوند چنين حرفی نزده است.