مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٩
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٣٩
به تبع منشأ انتزاعش و بالعرض میتوانیم بگوییم حدوث قیام هم حادث است، ولی این حدوث حدوثی غیر از حدوث قیام نیست؛ یعنی ما همان حدوث قیام را به خود حدوث نسبت میدهیم، و الّا مستقلا حدوث جداگانهای ندارد.
حال که این مطلب را در باب حدوث دانستیم میگوییم: مرحوم آخوند در اینجا میگوید: حرکت، چیزی جز حدوث تدریجی نیست؛ حرکت یعنی حدوث تدریجی آن شیئی که وجود تدریجی دارد؛ مثلا در حرکت در «کیف» آنچه که واقعا وجود دارد کیفی است که یک وجود تدریجی دارد. برای کیف دو گونه وجود فرض میشود: وجود دفعی و وجود تدریجی. اگر کیف وجود تدریجی داشته باشد ما از آن وجود تدریجی حرکت را انتزاع میکنیم. هر وقت وجود بعد العدم، تدریجی و به شکلی باشد که وجود و عدم آمیخته و مختلط به یکدیگر باشند[١] به این صورت که پشت سر هر وجودی آنآ عدمش بیاید و بعد وجودی دیگر (یعنی وجود متصل)، به این نوع از وجود بعد العدم میگوییم حرکت.
کما اینکه وقتی در تعبیر دیگر میگوییم حرکت عبارت است از خروج تدریجی شیء از قوه به فعل، باز ایشان میگوید مفهوم خروج، مفهوم انتزاعی است و آنچه که وجود و واقعیت دارد آن شیئی است که تدریجا از قوه به فعل خارج میشود.
به این نکته باید توجه داشته باشید که اینجا بحث این نیست که حرکت هست یا نیست، و این گونه نیست که اگر کسی به این معنا منکر حرکت شد[٢] طرفدار سکون باشد، بلکه در اینجا مرحوم آخوند ماهیت حرکت را تحلیل میکند و میگوید این که شما اسمش را گذاشتهاید حرکت، خودش یک مفهوم انتزاعی است و آن که سیلان دارد و سیال است ما فیه الحرکة و یا به اعتباری ما به الحرکة است؛ خود حرکت نفس سیلان است که مفهوم انتزاعی است. این، خلاصه اشکال اول ایشان بود.
[١] . يعنی به اين صورت نباشد كه يك عدمی باشد و وجود يكمرتبه آن را قطع كند.
[٢] . [يعنی مثل مرحوم آخوند حركت را امر انتزاعی دانست.]