مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٨
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٣٨
یا نه؟ میگویید بله، علت میخواهد؛ هر حادثی علت میخواهد و میتواند خودش هم به نوبه خودش علت برای چیز دیگر واقع شود. حال اگر از شما بپرسند حدوث قیام زید چطور؟ (قیام زید که حادث شد، یک قیام زید داریم و یک حدوث قیام زید، سؤال این است: حدوث قیام زید آیا حادث است یا قدیم؟) در اینجا نمیتوانید بگویید حدوث قیام زید قدیم است؛ چون امکان ندارد خود قیام زید در این زمان حادث شده باشد ولی حدوثش در ازل پیدا شده باشد. و اگر هم بگویید حدوث قیام زید حادث است (یعنی این حدوث هم حدوثی دارد)، ما نقل کلام به این حدوث دوم میکنیم.در اینجا اولا تسلسل لازم میآید، و ثانیا واضح است زید که قائم میشود، این گونه نیست که دو چیز وجود پیدا کرده باشد: یکی قیام زید و دیگری حدوث قیام زید، که بعد بگوییم حدوثِ حدوث و حدوثِ حدوثِ حدوث و... .
پس خود حدوث چیست؟ حدوث را نه میتوان گفت قدیم است و نه میتوان گفت حادث است، بلکه «حدوث» یک امر انتزاعی است. قدیم و حادث درباره معقولات اولیه و درباره اموری که در خارج ما بازاء مستقل دارند درست است، ولی اموری که منتزع از امور دیگر هستند به خودی خود و بالذات هیچ حکمی ندارند، بلکه به تبع منشأ انتزاعشان و بالعرض حکم دارند.
توضیح اینکه: حدوث یعنی وجود بعد العدم. قیام زید حادث است، ولی آیا حدوث قیام هم با خصوصیت وجودِ بعد العدم حادث است؟! قیام زید چون قبلا نبوده و در این زمان وجود پیدا کرده، ما از عدم قبلی و وجود حاضر مفهوم حدوث را انتزاع میکنیم. پس آن که حادث است وجود قیام است و از این وجود و عدم آن در زمان قبل[١] ، یعنی از ملاحظه دو امری که با یکدیگر هیچ وحدتی ندارند و فقط تعاقب دارند (به تعبیر دیگر: از وجود متعاقب عدم، یا از وجود مسبوق به عدم) مفهوم حدوث را انتزاع میکنیم. این است که میگوییم مفهوم حدوث یک مفهوم نسبی و مقایسهای است[٢] ؛ یعنی وقتی که وجود را با عدم قبلی بسنجیم و مقایسه کنیم، مفهوم حدوث انتزاع میشود. و چون مفهومِ انتزاعی است، به خودی خود هیچ حکمی ندارد، نه حادث است نه قدیم، نه علت است نه معلول، هیچچیز نیست؛ بله
[١] . تركيب اينها تركيب اعتباری است.
[٢] . اينكه ايشان میگويد «نسبی است» يعنی مقايسهای است.