مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٦
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٣٦
وجود است. اگر ما میگوییم حرکتْ حدوث دائم است، این حدوث آن جنبه ماهوی حرکت است. حرکت چیزی است که ماهیتش حدوث تدریجی است؛ فاعلْ حقیقتی را ایجاد میکند و وجود میدهد که ماهیتش حدوث تدریجی است. حرکت در عالمِ عین دو جزء ندارد، بلکه نحوه وجودش طوری است که از حیثی حادث است و از حیثی قدیم و حیثیت حدوث، حدوث زائد بر ذات نیست بلکه حدوثی است که عین ذات حرکت است.
به عبارت دیگر[١] : برهان عقلی که میگوید هر حادثی نیازمند به علت حادث است، به این معناست که هر چیزی که خودش و ماهیتش چیزی است و حدوث برای او یک امر عارض است نیازمند به علت حادث است؛ مثلا «قیام زید» حقیقتی است که ماهیتش قیام است و چون حادث است احتیاج به علت حادث دارد. اما در اینجا حدوث عین ذات حرکت است، نه یک امر عارض بر ذات حرکت. آنجا که برهان میگوید «حادث نیازمند به علت حادث است» یعنی حادثی که حدوثش زائد بر ذاتش باشد، نه حادثی که حدوثش عین ذاتش است؛ آن حادثی که حدوث عین ذاتش باشد حدوثش احتیاجی به علت حادث ندارد[٢] و[٣] .
طرح اشکالی دیگر به مبنای شیخ و جواب آن
در اینجا یک اشکال دیگر مطرح میشود و آن این است: آنجا که میگوییم هر حادثی باید علتش حادث باشد، مقصود این است که علت حادث باید حادثی باشد که حدوث زائد بر ذاتش است ]و بنابراین حرکت نمیتواند علت حادثها باشد، چون حدوث ذاتی آن است.[
در جواب میگویند: در اینجا فقط به همین مقدار برهان داریم که علت حادث باید حادث باشد، اعم از اینکه آن حادثی که علت است از نوع حادثهایی باشد که حدوث عارض بر آن است یا از نوع حادثهایی باشد که حدوث ذاتی آن است. این که میگوییم علت حادث باید حادث باشد، برای این است که علت هر چیزی باید
[١] . در كتاب هم با همين عبارت مطلب را ذكر كردهاند.
[٢] . البته احتياج به علت دارد، ولی نياز ندارد كه علتش حادث باشد.
[٣] . سؤال : آيا لازمه اين حرف اين نيست كه ما حركت را يك موجود مستقل بدانيم؟ استاد: نه، در حدّ عَرَض هم بدانيم كافی است. بحثش خواهد آمد.