مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٣
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٣٣
نوشته است.
این است که ما ـ ان شاءالله ـ میخواهیم اینجا مقداری بیشتر بحث کنیم و فکر میکنیم که این بحث از همان جاهایی است که کلام مرحوم آخوند بیش از اندازه ابهام و اجمال دارد و شاید ایشان آنچنان که مقصود و منظورشان بوده مطلب را توضیح ندادهاند.
در مرحله اول ببینیم بیانی که قدما در باب ربط حادث به قدیم داشتهاند چه بوده است؛ بعد ببینیم رد مرحوم آخوند بر بیان آنها چیست. در مرحله سوم ببینیم ردّی که متأخرین مرحوم آخوند بر بیان ایشان داشتهاند چیست؛ و در آخر ببینیم بالاخره باید در این زمینه چه گفت و آیا حرف مرحوم آخوند قابل تأیید است یا نه.
بیان شیخ و اتباعش در ربط حادث به قدیم
اما مرحله اول: شیخ و امثال شیخ گفتهاند که رابط میان حادث و قدیم همان حرکت دوریه دائمه است که منشأ انتزاع زمان است. از نظر این آقایان یک حرکت در عالم وجود دارد که ابتدای زمانی ندارد و منشأ انتزاع زمان هم هموست، و همان حرکت (یعنی حرکت دوریه دائمه) است که رابط میان حادث و قدیم است.
به بیان دیگر: اینها میگویند اگر در عالم حرکت نمیبود و بالخصوص اگر در عالم یک حرکت دائم نمیبود[١] ، حادث زمانی هم نبود؛ یعنی هرچه بود همان بود که از ازل آفریده شده، و تا ابد هم به یک حال باقی میماند. قدما میگفتند اصول این عالم ازلی است؛ یعنی در باب عالم افلاک معتقد بودند که این افلاک به صورتْ و ماده ازلی هستند و در باب عالم عناصر[٢] نیز معتقد بودند که ماده[٣] عالم ازلی است و آنچه پی در پی حادث و فانی میشود صورتها و اعراض هستند، و نفوس انسانی هم ـ که به یک اعتبار جزء صورتها هستند ـ حادث میشوند، به یک معنا فانی میشوند (یعنی رابطهشان با بدن قطع میشود) و به معنای دیگر فانی نمیشوند.
[١] . به عقيده قدما كه قائل به حركت جوهريه نيستند، حركت دائم منحصر میشود به حركت دوریوضعی؛ چون هر حركت مستقيمی منتهی میشود به سكون.
[٢] . قبلا هم اين مطلب را عرض كردهايم.
[٣] . البته «ماده» به همان معنا كه فلاسفه میگويند (يعنی هيولای اولی) نه به اصطلاح امروز (يعنی جسمو جرم). جسم و جرم جزء صورتهاست.