مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٤
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٢٤
اتصافش خارج، یعنی در خارج عارض بر شیء نمیشود :
فمثل شیئیة أو امکان معقول ثانٍ جا بمعنی ثان
خود فلاسفه برهان اقامه میکنند که امکان در خارج عارض بر شیئی نمیشود، آن ]که عارض میشود[ امکان ذاتی نیست، ]امکان ذاتی[ یک انتزاع و اعتبار عقل است. نه این است که شیئی در خارج هست که آن شیء در خارج متصف به امکان وجود میشود. نه خود ذات ماهیت در ظرف خارج معروض امکان است و نه آن امکان ذاتی که ما به ماهیت نسبت میدهیم به صورت یک صفت در موضوع قبلی وجود دارد. آن چیز دیگری است، فقط اشتراک لفظی با امکان ذاتی دارد که به آن «امکان استعدادی» میگوییم.
بنابراین اینجا اصل این برهان خدشه بر میدارد و ـ در فصل ١٦ هم عرض کردیم ـ از جمله چیزهایی که در کلمات مرحوم آخوند لااقل یک تضاد و تناقض ظاهری مشاهده میشود راجع به همین مطلب است که آیا امکان استعدادی نوع خاصی از امکان ذاتی است، پس واقعیت اینها دو چیز نیست؟ یا نه، امکان استعدادی با امکان ذاتی فقط تشابه لفظی دارند و اشتراکشان اشتراک ]لفظی است؟[ مرحوم آخوند در بعضی کلماتش در باب «مواد ثلاث» به همین عنوان ]یعنی اشتراک لفظی امکان ذاتی و امکان استعدادی [تصریح میکند؛ بابی دارد درباره این که اطلاق امکان بر امکان استعدادی و امکان ذاتی به اشتراک لفظی و اسمی است، بعد هم ادلّه زیادی میآورد، که در منظومه هم همین آمده است. میدانید که در منظومه یک باب باز شده تحت این عنوان که امکان ذاتی و امکان استعدادی فقط اشتراک در لفظ دارند، مثل «شیر» و «شیر» است، شیر مایع و شیر بیابانی که از نظر معنا با یکدیگر وحدت ندارند. ولی در بعضی کلمات دیگر مرحوم آخوند ایشان اصرار دارد که امکان استعدادی را در واقع نوعی از امکان ذاتی تلقی کند و بگوید که امکان ذاتی در مادیات همان امکان استعدادی است.
به هر حال این خدشه و مناقشه به این برهان به این صورت وجود دارد. آیا این برهان را میشود از این مناقشه نجات داد یا نمیشود، یا از راه دیگری میتوان استدلال کرد یا نمیتوان، ما در فصل ١٦ بحث کردهایم و حتی ]درباره این که[ راه دیگری که بهتر از این راه است برای این مطلب میشود ذکر کرد، در فصل ١٦ مطلب را ذکر کردیم.