مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢١
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٢١
علت قدیم منتهی نشود (چون اگر به علت قدیم منتهی شود اشکال پیش میآید[١] ).
اولا یک محال که در علل غیرمتناهی حادث لازم میآید و در سایر تسلسلها لازم نمیآید این است که اگر ما علل غیر متناهی حادث را ممکن بدانیم سؤالمان باز سر جای خودش هست چون تمام این حادثها را به منزله یک واحد میتوانیم اعتبار کنیم و بگوییم تمام این علل غیرمتناهی حادث چرا حادث شد؟ چون فرض این است که شما میگویید در این «آن» علل غیرمتناهی حادث شد. خود علل غیرمتناهی حادث باز حادث است. از این میگذریم.
ثانیآ میگوییم این علل غیرمتناهی یا مجتمعاند یا متعاقب. اگر مجتمع باشند که همان براهین امتناع تسلسل اینها را باطل میکند چون براهینی که در امتناع تسلسل داریم تسلسل امور مجتمعه با یکدیگر را باطل میکند. ولی اگر این امور متعاقب باشند و بگویید زمانْ یک آنِ حدوث دارد، علت زمان در همان آنِ حدوثش حادث نیست که بعد بگویید ]در ظرف عدم زمان موجود نبوده پس[ علت آن چنین و علتِ علت آن چنین. او در آنِ قبل حادث شده. علت او چطور؟ باز علت او در آنِ قبل از او حادث شده؛ حال یا در آنِ قبل از او یا در زمان قبل از او، چون این را ما دو گونه بلکه سه گونه میتوانیم تصور کنیم: یکی این که بگوییم علت زمان در آنِ قبل ]از آنِ حدوث زمان[ حادث شده است و علت او در آنِ قبل از این آن و علت او در آنِ قبل از این آن، همین طور آن به آن جلو برویم. دیگر این که بگوییم علت زمان در زمان قبل پیدا شده (حتی کلمه زمان را بیاوریم) ]و علت او در زمان قبل و...[ ولی زمانهایی که از یکدیگر منقطع و جدا هستند. علت زمان یک زمان کوتاه (مثلا یک هزارم ثانیه) داشته که زمانش هم مثل خودش حادث است. علت آن علت هم یک زمان کوتاه داشته ولی بریده از آن زمان. علت آن علت هم باز یک قطعه زمان داشته بریده از آن زمان. این علتها یا آنی الحصول است یا زمانی الحصول. اگر آنی الحصول باشد هیچ مقدار ندارد. اگر زمانی الحصول باشد مقدار دارد ولی مقدار کوچک، اما زمانهایی منفصل و جدا از یکدیگر نه یک زمان متصل واحد.
هر دو حالت محال است. اما این که علت زمان در آنی باشد و علت او در آنِ
[١] . [آن اشكال اين است كه قديم زمانی از نظر متكلمين واجب الوجود است، در نتيجه تعدد واجب لازممیآيد كه باطل است.]