مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١١
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١١١
جواب غزالی در میآید یا در نمیآید.
پس در بحث «فی أنه لا یتقدم علی الزمان و الحرکة الّا الباری» روح مطلب این مسأله است که زمان نمیتواند از نظر ابتدا انقطاع داشته باشد[١] ، زمان نمیتواند شروع داشته باشد، منتها این را به این تعبیر میگویند: بر زمان جز ذات باری[٢] که علت زمان است تقدم ندارد. جز ذات باری و مجردات و شئون و صفات باری هیچ چیزی بر زمان تقدم ندارد. ولی تقدم آنها تقدم زمانی نیست چون خود آنها زمانی نیستند. حالا ببینیم که به چه دلیل؟ اولا چرا این مطلب را با این تعبیر ذکر کردهاند؟
بیان متکلمین از حدوث زمانی عالم
متکلمین حدوث زمانی عالم را این طور بیان کردهاند: عالم حادث است زمانآ. بعد گفتهاند معنای حدوث زمانی چیست؟ حدوث زمانی یعنی تقدم عدم شیء بر وجودش. ما درباره چه شیئی میگوییم حادث است زمانآ؟ شیئی که عدمش بر وجودش تقدم دارد از همین نوع تقدمی که متقدم و متأخر غیر قابل اجتماع هستند. وقتی که ما میگوییم زید حادث زمانی است یعنی وجود زید مسبوق است به عدم زید در زمان پیشین. پس باید ما به یک عدم متقدمی قائل باشیم. در مثل زید که جزئی از عالم است تقدم عدم زید بر وجود زید آنهم تقدم زمانی (یعنی تقدمٌ لایجتمع المتقدم مع المتأخر) قابل فرض است، چرا؟ چون عدم زید از وجود اشیاء دیگر انتزاع میشود. قبل از وجود زید اشیاء دیگری از جمله زمان وجود داشتهاند و در آن زمانی که اشیاء دیگر وجود داشتهاند و خود زمان هم وجود داشته است ]زید وجود نداشته است.[ از آنجا ما عدم زید را انتزاع میکنیم. پس میگوییم عدم زید تقدم دارد بر وجود زید، ولی این تقدم عدم زید بر وجود زید به تبع این است که زمان و زمانیاتی قبل از زید وجود دارد که عدم زید به اعتبار آنها ]بر وجود زید تقدم دارد. به عبارت دیگر[ چون زمانی قبلا وجود دارد، عدم زید تقدم زمانی دارد بر وجود زید.
متکلمین که قائل به حدوث زمانی عالم هستند ناچار حدوث زمانی ]زمان را
[١] . البته از نظر انتها هم میخواهند بگويند نمیتواند انقطاع داشته باشد ولی فعلا بحث در ابتدای زماناست.
[٢] . با عقول مجرده و كلمات الله التامّات كه اينها هم به شئون باری بر میگردند.