مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٨
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٠٨
بینیاز از علت شد میشود قدیم ذاتی. فلاسفه اینها را از یکدیگر تفکیک میکنند روی این حساب که مناط احتیاج به علت را امکان میدانند نه حدوث. بنابراین میگویند ممکن است یک شیء نیازمند به علت باشد و معلول و مخلوق باشد و در عین حال قدیم زمانی باشد و در عین حال حادث هم باشد.
شخصیت غزالی
این، بحثی است که مشاجره خیلی شدیدی میان متکلمین و فلاسفه به وجود آورده به طوری که بعضی مثل غزالی ]در رد فلسفه و انتقاد از فلاسفه به این مسأله استناد جستهاند[ اگرچه غزالی را متکلم به آن معنا نمیشود گفت؛ او یک آدمی است که هم متکلم است، هم صوفیمآب است، هم فیلسوف است و شاید به قول ابن رشد همه اینها هست هیچکدام از اینها هم نیست، یک شعری هم برایش میآورد که یک روز یمانی است، یک روز چه و یک روز چه. غزالی یک آدمی است که در آنِ واحد همه اینها هست و به یک اعتبار هیچکدام از اینها نیست. همان مثل معروفی است که درباره شخصی ادعا میکردند که او جامع المعقول و المنقول است. از یک نفر پرسیدند فلان کس ]از نظر علم و فضل چگونه است؟[ گفت آنجا که فقیهی باشد ایشان فیلسوفاند، آنجا که فیلسوفی باشد ایشان فقیهاند، آنجا که نه فقیهی باشد و نه فیلسوفی ایشان جامع المعقول و المنقولاند، آنجا که هم فقیه باشد و هم فیلسوف ایشان نه فقیهاند و نه فیلسوف.
حالا وضع غزالی هم تقریبآ این گونه است، آنجا که فیلسوفی باشد غزالی متکلم و عارف است، آنجا که عارفی باشد او متکلم و فیلسوف است و آنجا که متکلمی باشد او عارف و فیلسوف است. ولی در عین حال ما نمیخواهیم از قدر غزالی بکاهیم. غزالی به طور مسلّم یکی از مفکرین بزرگ دنیای اسلام است. این سبب نشود که ما درباره این آدم به اشتباه بیفتیم. یک نبوغ فوقالعادهای داشته، یک آدم خارقالعادهای است، نمیشود او را آدم عادی تلقی کرد، و یک آدمی است که یک شور مذهبی بسیار قویی داشته. بعد از آنکه دورههای تحصیلش را در نظامیه نیشابور طی میکند و تقریبآ بر همه تفوق پیدا میکند میآید بغداد (دوره خواجه نظام الملک و نظامیه بغداد بوده) و در آنجا هم خیلی گل میکند و بعد ریاست نظامیه بغداد یعنی عالیترین مرجعیت علمی و روحانی دنیای آن روز را به او میدهند و