مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٧
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٩٧
اشکال
ولی البته در آنجا اشکالی هست که بعد متعرض آن میشویم و آن این است: ممکن است کسی بگوید که آنچه در باب زمان گفتیم در باب سایر مشخِصات نمیتوانیم بگوییم. مرحوم آخوند میگوید آنچه در باب زمان گفتیم در باب اینها هم به عین همان بیان میگوییم. این که ما میگوییم «علت زمان نمیشود زمانی باشد» برای این است که وقتی ما زمان را معلول یک شیء دانستیم او را در مرتبه متأخر از شیء و در مرتبه فعل شیء دانستهایم و حال آنکه اگر «زمانی» باشد خود زمان باید در مرتبه وجود و حقیقتش باشد، پس علت زمان نمیتواند زمانی باشد. همین بیان در باب علت مکان هم هست. علت مکان هم نمیتواند مکانی باشد چون مکان در مرتبه فعل آن است و اگر خودش مکانی باشد مکانْ مشخِص آن و در مرتبه هویت آن است، پس علت مکان هم نمیتواند مکانی باشد. علت وضع هم نمیتواند وضعی باشد و همین طور.
اینجا ممکن است کسی ایراد بگیرد، بگوید ما در باب زمان به این جهت این سخن را میگفتیم که مجبور بودیم به یک زمان واحد قائل باشیم یعنی همه اشیاء در یک زمان واحد غوطهورند. در باب مکان که ما چنین حرفی را نداریم یا دلیلی برای این مطلب نداریم که بگوییم همه اشیاء در مکان واحد جای دارند. اگر مکان هم مانند زمان یکی باشد درست است، علت مکان نمیتواند مکانی باشد ولی اگر مکان به عدد اشیاء باشد و ما به مکان مشترک یعنی یک مکان واحد برای همه اشیاء قائل نباشیم چه مانعی دارد که شیء، مکانی باشد و علت مکانِ شیء دیگر بشود چون آن مکانی که معلول اوست غیر از مکانی است که مشخِص اوست.
این مطلب را ایشان طرح نکردهاند ولی ممکن است به صورت یک سؤال در اینجا مطرح بشود. بعد ببینیم که آیا این سؤال جواب دارد یا جواب ندارد و اساسآ ما میتوانیم زمان و مکان را از یکدیگر جدا کنیم و بگوییم همه اشیاء در زمان واحد اشتراک دارند و لی در مکان واحد اشتراک ندارند؟ یا این که نه، مکان واحد هم دارند؟ و همان طور که در عین اینکه زمان واحد دارند زمانهای متعدد هم برایشان اعتبار میشود ـ به عین همان بیان ـ در عین اینکه مکان واحد دارند مکانهای متعدد هم برایشان اعتبار میشود. این مطلب باشد تا بعد ببینیم که دربارهاش چه میتوانیم بگوییم. به هر حال مسأله زمان و مکان ـ و مخصوصآ اگر به مسأله وحدت زمان و