مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٧
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٨٧
حرکت جوهریه دارد و کمال تدریجی دارد، در مجموع خودش حتمآ باید کمالی را جستجو کند که آن کمال، دیگر از سنخ حرکت نیست. آن وقت معنایش این میشود که طبیعت در تکامل خودش میرسد به امر ماوراء طبیعی، چنان که میگوییم نفس انسان جسمانیةالحدوث و روحانیةالبقاء است؛ یعنی این حرکت ]جوهری[ میرسد به مرحله تجرد، آنگاه دیگر مرحله تکامل نیست، مرحله کمال است. گویی طبیعت در دامن خودش گوهرهایی غیر مادی را پرورش میدهد، یعنی نهایت حرکت طبیعت همیشه غیر ماده است. این بحث، بحث بسیار خوبی است. در کتب فلسفه ما مسأله به این صورتی که عرض کردم مطرح نیست. گاهی در حواشی و کلمات آقای طباطبایی این نتیجهگیری شده است که بنابراین باید طبیعت به یک امر ماوراء خودش منتهی شود، و شاید در گوشه و کنارهای کلمات مرحوم آخوند هم باشد. ولی این بحث تکامل را ما باید یک وقتی مستقلا طرح کنیم و خیلی بیشتر و مشروحتر بحث کنیم.
به هر حال این را ما به مناسبت حرف شیخ در اینجا گفتیم. شیخ گفته است هر مرتبهای از حرکت غایت است برای مرتبه قبلی. گفتیم این سخن به دو دلیل درست نیست. یک دلیل، دلیلی است که حاجی اینجا ذکر کرده و دلیل دیگر اینکه خود شیخ در غیر حرکت به این سخن قائل نیست. ولی چون نظر شیخ خیلی مشخص بوده حاجی میگوید مقصود شیخ غایت بالعرض است نه غایت بالذات، و الّا از مثل شیخ این حرف بعید است و باوری نیست که شیخ بخواهد بگوید هر مرتبهای از حرکت غایت بالذات است برای مرتبه دیگر. بعد میگوید دلیلش هم این است که شیخ گفته: الغرض فی الحرکة، نگفته: الغرض للحرکة. معلوم است که غایت مجازی را میخواسته بگوید.
مرحوم آخوند فرمود به دو دلیل این عبارات شیخ با حرکت جوهریه جور درمیآید. یک دلیل همان بود که عرض کردیم. دلیل دیگرش مطلبی است که مرحوم آخوند برای حرکت جوهریه گفت که اصلا اعراض مخصوصآ وضع را امری مغایر با جوهر دانستن درست نیست. اینها عین وجود جوهر و یا از لوازم عقلی وجود جوهرند، یعنی از وجود جوهر انتزاع میشوند. مقصودش این است که اینها اموری که به جوهر ضمیمه شوند که فرض انفکاک میان آنها و جوهر در حرکت