مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٦
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٨٦
میکنیم، در این صورت هر مرتبهای از آن غایت برای مرتبه قبل خودش است. اما اگر حرکت را بنا بر حرکت توسط در نظر بگیریم همه آن یک واحد خواهد بود که میشود کمال اول. آیا مجموع حرکت به عنوان یک واحد، کمالی در ماوراء خود باید داشته باشد یا نه؟ اگر این را ثابت کنیم معنایش این است که هر تکاملی باید به کمال منتهی شود. امروزیها ـ که مطلب برایشان به این صورت طرح نیست ـ میگویند کمال وجود ندارد، فقط تکامل وجود دارد. ممکن است شما بگویید تکامل که وجود دارد عین قبول کمال است. تکامل یعنی در مسیر کمال قدم برداشتن. پس چطور تکامل وجود دارد کمال وجود ندارد؟ اگر بخواهیم حرفشان را حمل به صحت کنیم میگوییم مقصود این است: کمالی که فقط کمال باشد و طلب کمال نباشد وجود ندارد. یک وقت هست ما به کمالی قائل هستیم که خود آن کمال فقط کمال است و طلب کمال نیست. آن را اینها قبول ندارند. یک وقت به کمالی قائل هستیم که ماهیت آن کمال طلب کمال است. قهرآ توجیهش به این نحو است.
عرض کردیم، برای آنها هیچ وقت مسائل به این شکل تجزیه و تحلیل نمیشود، ما داریم به حرف آنها رنگ فلسفی میدهیم. یک وقت هست کمال به این شکل است که در عین اینکه کمال است نسبت به مرتبه قبل از خودش، طلب کمال است برای مرتبه بعد از خودش. پس کمال تدریجی وجود دارد نه کمال غیر تدریجی یعنی کمالی که خودش از سنخ حرکت نباشد. مسأله بسیار مهمی است و ما اگر بتوانیم در محل خودش ثابت کنیم که هر حرکتی ضمن اینکه در مجموع خودش یک طلب و یک تکامل و کمال تدریجی است باید به یک کمال غیر تدریجی منتهی شود، ]به مطلب گرانبهایی دست یافتهایم. [اگر ما گفتیم که حرکت در مجموع خودش هم ـ یعنی به عنوان یک حرکت توسطیه ـ نیاز به یک کمال دارد که آن کمال باید ماوراء خودش باشد آنوقت قهرآ آن تعریف معروف ارسطویی ]صدق میکند[ که در باب حرکت گفته: «الحرکة کمالٌ اولُ لما بالقوة من حیث أنه بالقوة» (گفتیم تعریف حرکت توسطی است) حرکت در مجموعش یک کمال اول است و نیاز به یک کمال ثانی دارد، به همان معنایی که در گذشته گفتیم. اگر این را بگوییم، ما به یک نتیجه بسیار بسیار عالی میرسیم؛ یعنی اگر ما قائل به حرکت جوهریه شدیم عالم از نظر غایت هم به یک ماوراء میرسد یعنی امکان ندارد که طبیعت در مجموع خودش یک طلب باشد و یک مطلوب نداشته باشد، یعنی طبیعت در عین اینکه