مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٨٠
حتی بر مبنای خود شما ـ لااقل به حسب تعبیر شما در باب وجود ذهنی ـ این حرف درست نیست، چون خود شما هم در باب وجود ذهنی معتقد هستید که جوهر ذهنی به حمل اوّلی ]جوهر[ است و به حمل شایع کیف است. این تصوراتی که برای افلاک پیدا میشود جز یک تغییر کیفی چیز دیگری نیست ولو اینکه متصوَّر و معروف اینها ]جوهر است. [معرفتها کیفاند، معروفها جوهر هستند، آنهم از نظر آنچه که ]از آنها[ در این افلاک وجود پیدا میکند به حمل اوّلی جوهرند نه به حمل شایع، همان حرفی که خود شما در باب وجود ذهنی میگویید. تعبیر خود شیخ در باب وجود ذهنی، حمل اوّلی و حمل شایع نبوده است. وقتی به او نقض کردهاند که چطور جوهر ذهنی جوهر است، گفته اصلا جوهر چیزی است که به حیثی است که اگر در خارج وجود پیدا کند وجود خارجیاش جوهر است. الآن که در نفس یک انسان یا در نفس یک فلک است به حیثی است که اگر در خارج وجود پیدا کند لا فیالموضوع است نه اینکه الآن وجود لافیالموضوع دارد، الآن وجود فیالموضوع دارد[١] . پس به هر
[١] . سؤال : اين كه فرموديد «بحيث لو وجد فی الخارج...» غير از آنچه كه الآن موجود است چگونهمیتواند وجودی در خارج داشته باشد؟استاد : يعنی در خارج وجود پيدا كند. يك وقت مبنای شيخ را قبول نداريم، يك وقت روی مبنایشيخ صحبت میكنيم. ما نخواستيم بگوييم مبنای شيخ درست است. شيخ میگويد وقتی من میگويماين وجود ذهنی و اين ماهيت جوهر است، اصلا جوهر يعنی ماهيتی كه «بحيث...» (به حيثی است كهاگر در خارج وجود پيدا كند در موضوع نيست). ملاك جوهريت اين حيثيت آن است. اين «بحيث» راالآن در ذهن هم دارد. گو اينكه الآن در ذهن وجود فیالموضوع دارد ولی الآن هم در ذهن به حيثیاست كه اگر در خارج وجود پيدا كند وجودش لا فی الموضوع است. ـ در خارج نمیتواند غير از اين وجود پيدا كند.استاد : چرا نمیتواند؟ـ تصور امر خارجی چگونه میتواند در خارج وجود پيدا كند؟استاد : متصوَّر در خارج وجود دارد. میگويد آن تصور و ماهيت متصوّر [يعنی جوهر ذهنی] الآن ازآن جهت كه تصور است وجود فیالموضوع دارد ولی به حيثی است كه اگر همين در خارج وجود پيداكند وجود لا فیالموضوع دارد. مثال میزند به «مغناطيس فیاليد»، میگويد اگر ما مغناطيس را دردست داشته باشيم الآن جذب حديد نمیكند ولی ما میگوييم اين مغناطيس به حيثی است كه اذا قُرِّباليه الحديد يجذبه؛ اين حيثيت را الآن هم دارد. اگر از ما بپرسند آيا الآن اين مغناطيس جذب حديدمیكند؟ میگوييم نه. اگر مغناطيس را تعريف كنيم به آن چيزی كه جذب حديد میكند (و مقصودماناين باشد كه بالفعل جذب حديد میكند) پس اين شیء مغناطيس نيست، ولی در تعريف مغناطيس ايننيست كه بالفعل جذب حديد میكند. اگر میگوييم مغناطيس چيزی است كه جذب حديد میكند يعنی