مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٧
یکی از مسائلی که آنجا مطرح میشود این است که غایت در حرکات مستقیمه تا اندازهای قابل تصور است برای اینکه به عقیده حکما هر حرکت مستقیمی نهایت دارد. قهرآ به حکم اینکه ابعاد، متناهی است نمیتواند حرکت مستقیم الخطِ غیر متناهی وجود داشته باشد. اگر ما حرکت طبیعی[١] مستقیم الخطی داشته باشیم ناچار نهایتی برای آن وجود دارد که غایت اوست. مثلا به عقیده قدما که معتقد بودند حرکت طبیعی دو عنصر از چهار عنصر معروف ـ یعنی آب و خاک ـ به سوی مرکز زمین است قهرآ نهایت این حرکت مرکز زمین میشد. آنوقت در حرکات دوری که نهایت ندارد غایت چگونه میشود؟ یک شیء که به دور خودش حرکت میکند (حرکت وضعی) یا یک شیء که روی یک مدار حرکت میکند که از هر نقطهای که حرکت میکند به همان نقطه برمیگردد، این حرکت نهایتی ندارد که بگوییم نهایتْ غایت آن است.
غایات حرکات افلاک از نظر حکما
در آنجا گفتیم که حکما معتقدند حرکت واحد طبیعی امکان ندارد دوری باشد و اگر ما حرکت دوری داشته باشیم حتمآ باید حرکت ارادی باشد نه حرکت طبیعی. البته به شکل دیگر هم گاهی گفته میشود که اگر حرکت دوری حرکت طبیعی باشد نتیجه یک نیرو نیست، نتیجه دو یا سه نیروست. دو نیرو یا سه نیروی مختلف طبیعی میتوانند یک حرکت دوری به وجود آورند ولی با نیرو و قوه واحد که حرکت واحدی را به وجود میآورد امکان اینکه این حرکت، دوری و طبیعی باشد نیست. بله، اگر ارادی باشد میشود.
شاید علت اینکه اینها برای افلاک قائل به نفس بودند همین بود که حرکات افلاک حرکات دوری است و به حکم اراده به وجود میآید، یعنی نفوس افلاک، با اراده اینها را به وجود میآورند. آنوقت مسأله غایات در آنجا چه میشد؟ میگفتند چون حرکتِ ارادی است غایتش هم از نوع اراده است. غایات حرکات افلاک پیدایش تصورات و اشواق جدید است. حرکت همه طبیعت و حرکت افلاک بالخصوص را از قبیل حرکت یک عاشق در مقابل معشوق تصور میکردند
[١] . بحث ما در حركت طبيعی است نه حركت قسری و جبری.