مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦٩٢
جواب
جوابی که مرحوم آخوند دادند به اینجا منتهی شد[١] که در باب حرکت جوهریه، در
عین اینکه امر ثابتِ بالفعل من جهةٍ و بالقوة من جهةٍ وجود ندارد، ولی امر بالفعل من جهة و بالقوة من جهة ]اُخری[ وجود دارد؛ یعنی ایشان میان این دو تفکیک کرد و گفت: ما به موضوع احتیاج داریم و موضوع یعنی امر بالفعل من جهة و بالقوة من جهة ]اُخری[. شما امر بالفعل من جهة و بالقوة من جهة ]اُخری[ را مساوی با امر ثابتِ بالفعل من جهة و بالقوة من جهة ]اُخری[ گرفتهاید، در حالی که این، ضرورتی ندارد.
اگر بگویید «هر حرکتی نیاز دارد به امر ثابتِ بالفعل من جهةٍ و بالقوة من جهةٍ ]اُخری[»، میگوییم: آنچه که برهان اقتضا میکند این است که هر حرکتی نیاز دارد به امر بالفعل من جهة و بالقوة من جهة ]اُخری[، و در باب حرکت جوهریه هم، همیشه چنین چیزی هست؛ یعنی در حرکت جوهریه همیشه امر بالفعل من جهة که خارجٌ من القوة الی الفعل باشد هست، ولی چنین نیست که امر بالفعل من جهة خارج شود در حیثیتی غیر از حیثیتی که در آن بالفعل است.
این حرف، حرف خوب و دقیقی بود از مرحوم آخوند در باب حرکت.
جامع نبودن بعضی از تعابیر در باب حرکت
از اینجا معلوم میشود که در باب حرکت گاهی تعابیری به کار برده میشود که درست است اما جامع نیست، بلکه لوازمی از حرکت است که احیانا لوازم ناقصی هم هست. مثلا میگوییم «حرکت عبارت است از تغییر، یا تغیر»، یا به تعبیر فارسی «حرکت عبارت است از دگرگونی، یا دگر شدن». این بیان، بیان درستی است، اما بیان جامعی نیست. تغیر به معنی دگر شدن است[٢] . در هر حرکتی یک نوع دگر شدن، یعنی چیزی بودن و چیز دیگر شدن، هست و خلاصه در هر حرکتی پای یک غیریت در کار است، اما مسأله غیریت، تمام حقیقت حرکت را بیان نمیکند، بلکه فقط جنبهای از حرکت را بیان میکند. صرف غیریت و اینکه ]چیزی[ آنچه بوده
[١] . نمیخواهيم جواب را تكرار كنيم.
[٢] . قبلا هم گفتهايم كه «دگر شدن» جامعتر است از «دگرگون شدن»؛ چون «دگرگونی» اختصاص بهكيفيات دارد.