مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦٢
میکردیم نمیتوانستیم خود زمان را از کلام خودمان بیرون بیاوریم. میگفتیم اتومبیلی ١٤٠ کیلومتر راه را در ٢ ساعت پیموده، در حالی که ٢ ساعت یعنی زمان. بعد میگفتیم در یک امکانی (بینالحدینی) طی کرده است. مجبور بودیم کلمه «امکان» را بیاوریم.
به هر حال چنین چیزی در عالم وجود دارد. ما میبینیم مثلا سعدی بر ما نوعی تقدم دارد، او متقدم است ما متأخر، ولی متقدم و متأخر با یکدیگر نیستند. ما نوعی بلکه انواعی متقدم و متأخر داریم که با یکدیگر هستند، مثل واحد که تقدم دارد بر اثنین و در عین اینکه تقدم دارد با آن معیت هم دارد. یا شریف و غیر شریف که شریف تقدم دارد و در عین اینکه تقدم دارد معیت دارد. البته این هم به شکلی قابل توضیح است. بحث تقدم و تأخر بعد از مباحث حرکت خواهد آمد.
حالا ما میخواهیم ملاک این تقدم را به دست بیاوریم. ممکن است بگوییم چیزی غیر از خود متقدمها وجود ندارد. تقدم غیر از متقدم چیزی نیست و تأخر هم غیر از متأخر چیزی نیست. قهرآ معیت هم غیر از همان ذات معی چیزی نیست. «سعدی بر ما مقدم است» معنایش این است که سعدی سعدی است. «ما از سعدی مؤخریم» یعنی ما، ما هستیم. ذات سعدی مساوی است با تقدم بر ما، و ذات ما مساوی است با تأخر از سعدی. اگر این طور باشد، امکان اینکه هیچ متقدم زمانی معیت با متأخر خودش داشته باشدیا بعد متأخر از او بشود نخواهد بود، چون اصلا متقدم یعنی ذات متقدم متقدم است. درست است که سعدی به دلیل اینکه مرده است دیگر نمیتواند با ما همزمان باشد، ولی خیلی چیزها ممکن است بر ما متقدم باشد و همان ذات در عین اینکه همان ذات است با ما مع باشد و حتی متأخر از ما باشد، مانند مثال پدر و فرزند که ذکر کردیم. پدر متقدم است. اگر ملاک تقدم خود ذات است، در این تقدمِ لایجامع امکان ندارد که این متقدم بعد با متأخر خودش یکی بشود تا چه برسد که از آن متأخر باشد.
ممکن است شما بگویید این تقدم و تأخرها از عدم و وجود انتزاع میشود. عدم از آن نظر که عدم است ملاک تقدم است و وجود از آن نظر که وجود است ملاک تأخر است. معنای اینکه مثلا پدر من بر من تقدم زمانی دارد این است که پدر من مقارن است با عدم من و عدم من بر وجود من تقدم زمانی دارد و تقدم عدم بر وجود ذاتی است. اصلا تقدم زمانی یعنی تقدم عدم بر وجود.