مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٣
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٣٣
نمیتواند بدون فصل منوِّع وجود داشته باشد، ولی چون ممکن است کسی بگوید «جسم بشرط لا هم خودش نوع است»[١] و[٢] ، راه دیگری را برای اثبات آنچه در این فصل ادعا کردهاند طی میکنند.
امکان ندارد در خارج، جسم مطلق وجود پیدا کند
خلاصه حرف ایشان این است: در عالم اعیان، امکان ندارد جسمی وجود داشته باشد که این جسم فقط جسم باشد؛ یعنی جوهری باشد دارای ابعاد سه گانه و فقط خاصیتهایی را که مربوط به ابعاد سه گانه داشتن است ]داشته باشد[ و دیگر غیر از این جنبه هیچ خصوصیت دیگری در آن نباشد و منشأ هیچ اثر ]دیگری[ نباشد.
ببینید! آنچه الان در خارج وجود دارد هیچ کدام جسم مطلق نیستند، بلکه جسم خاصاند. حال ما مطلب را طبق مبنای قدما مطرح میکنیم. قدما میگفتند : اجسام تقسیم میشوند به مرکبها و بسائط. مرکبها ترکیب شدههای از بسائطاند و بسائط یعنی عناصر. عناصر کدامشان جسم مطلق است؟ هیچ کدام. هوا جسمی است خاص با خصوصیاتی معین که به عقیده قدما در آن، مبدأ میل ]حرکت[ مستقیم به طرف بالا هست. به هر حال هوا نوع خاصی از جسم است. آب و آتش و خاک نیز انواع دیگری از جسماند. امروز هم که عناصر را چیزهای دیگر میدانند باز هر عنصری نوع خاصی از جسم است؛ یعنی هر عنصری جسم است با خصوصیتهای نوعی که آن را نوع خاصی از جسم کرده است. بنابراین در عالم، شیئی که فقط جسم لَخت باشد وجود ندارد.
البته اینکه چنین جسمی را پیدا نکردهایم، یک مسأله است، و اینکه امکان ندارد چنین جسمی وجود داشته باشد مسأله دیگری است؛ این آقایان میخواهند بگویند امکان ندارد در عالم شیئی وجود پیدا کند که فقط جسم باشد و غیر از خاصیت جسم بودن هیچ خاصیت دیگری نداشته باشد؛ به تعبیر دیگر: محال است شیئی وجود داشته باشد که فقط صورت جسمیه داشته باشد ولی هیچ صورت نوعیهای نداشته باشد.
[١] . كما اينكه اين حرف در جای ديگر هم گفته شده.
[٢] . اگر كسی بگويد «جسم بشرط لا هم خودش نوع است» جسم از آن نظر كه جنس است، حتی جنساين نوع هم هست.