مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢١
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٢١
نظریه شایع جدید: معیار صحت علم، عمل است
امروز در منطق نظریهای شایع و رایج شده که میگوید: معیار صحت یک قانون نتیجه عملی دادن است. قدمای ما علم را با علم تصحیح میکردند، یعنی معیار صحت علم را هم علم میدانستند، و اصلا منطق ما بر همین معیار بنا شده است. منطق ما از اول بر این اساس است: العلم إن کان إذعانآ للنسبة فتصدیق و إلّا فتصور، و یقتسمان بالضرورة الضرورةَ و الإکتسابَ بالنظر و یکتسب النظری بالضروری : علم بر دو قسم است: تصور و تصدیق، و هر یک از اینها بر دو قسم است: نظری و بدیهی، و نظریات را با ضروریات اکتساب میکنیم. فکر را چگونه تعریف میکردیم؟ میگفتیم: الفکر ترتیب امور معلومة لتحصیل أمر مجهول. آنوقت اگر بخواهیم بفهمیم فکری صحیح است یا صحیح نیست، با چه معیاری میفهمیم؟ با منطق. منطق چیست؟ خود منطق هم علم است. یعنی با معیارهایی که خود این معیارها هم از سنخ علم و ادراک است میخواهیم بفهمیم که آن علمِ دیگر ما که علمِ نظری و اکتسابی ماست، صحیح است یا صحیح نیست. پس باز معیار صحت علم، علم است. خوب، تمام علوم ]نظری[ به منطق برمیگشت، خود منطق به چه چیزی برمیگردد؟ خود منطق به یک سلسله بدیهیات بر میگردد. بنابراین در نهایتْ معیار علم، علم بود.
از جمله حرفهای بسیار مهمی که تقریبآ یک تحول بزرگ به وجود آورد همین حرف است و یکی از جاهایی که راه دنیای قدیم و جدید از یکدیگر جدا میشود و در واقع باید گفت یک نقطه عطف در علم قدیم و جدید است، همین جاست. امروزیها میگویند: معیار علم علم نیست، بلکه عمل است. و لهذا دیگر دنبال آن حرفهایی که در منطق ما مطرح بود نمیروند[١] .
یکی از لوازم این نظریه
آنوقت این مطلب نتایجی به دنبال خودش دارد؛ یکی از این نتایج این است که با این حرف تمام نظریاتی که قابل آزمایش نیست از حساب خارج میشود. اگر با
[١] . عجيب اين است كه عدهای كه به اصطلاحِ خودشان اسلامی فكر میكنند نيز اين حرفها را میزنند؛يعنی میگويند: هر نظريهای را اگر بخواهيم بفهميم درست است يا نادرست، بايد در عمل آن را پيادهكنيم و تجربه و آزمايش كنيم، اگر نتيجه عملی داد درست است و اگر نتيجه عملی نداد غلط است.