مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٣٧٢
است. در مقولهای میگوییم «حرکت هست» که در مفهوم و تعریف و ماهیت آن، حرکت اخذ نشده باشد و در عین اینکه در ماهیتش حرکت اخذ نشده وجودش سیال باشد. اما اگر مقولهای «حرکت» جزء مفهومش باشد، اگر بخواهد حرکت در این مقوله واقع شود، به این معنی است که حرکت در حرکت صورت بگیرد.
پس در این مقولات هم اگر میگوییم «حرکت نیست» به این معنی نیست که این مقولات ثابتند، بلکه به این معنی است که در سایر مقولات اگر میگوییم «حرکت هست» مقصودمان این است که وجود آنها وجود سیال است ]در حالی که در ماهیتشان حرکت اخذ نشده است.[ ولی این مقولات در ماهیتشان حرکت اخذ شده و وقتی که ماهیت، ماهیتِ حرکت بود قهرا وجود این ماهیت سیال هم سیال است. بنابراین لازمه اینکه در این مقولات حرکت واقع شود، ]وقوع[ حرکت در حرکت است.
مقولهای که عین تدریج است محال است وجود تدریجی داشته باشد
حال این مسأله مطرح میشود که «چه مانعی دارد که مقولهای که خودش عین تدریج است، وجود تدریجی هم داشته باشد؟». در واقع مثل این است که بگوییم : تدریج، وجود تدریجی پیدا میکند. مرحوم آخوند میگویند: لازمه چنین حرفی حرکت در حرکت است و حرکت در حرکت محال است[١] . ایشان در اسفار برای اثبات امتناع حرکت در حرکت (به تعبیری که در اینجا مطرح است) چند دلیل آوردهاند که در اینجا برخی از آن ادله را ذکر کردهاند.
ادله امتناع وقوع حرکت در حرکت
دلیل اول این است: شما فاعلی را در نظر بگیرید که فعلش تسخین است؛ یعنی تدریجا منفعلی را گرم میکند. در اینجا اگر تسخین دفعةً وجود پیدا کرده باشد، از آنی که شروع شده وجود پیدا کرده، ولی اگر تسخین بخواهد تدریجا وجود پیدا کند، تا وقتی که تسخین به نهایت نرسد وجود پیدا نمیکند. لازمه این مطلب این است که شیء هیچ گاه تسخین پیدا نکند. در جای دیگر مثال به «تغییر» میزنند. وقتی
[١] . در مورد اين مسأله در فصول اول كتاب بيشتر بحث شد.