مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٣
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٣٥٣
آخوند هم روی مبنای خودش به حرف شیخ اشکال میکند، گو اینکه مرحوم آخوند این بیانی که ما کردیم نمیکند. ولی شیخ چون قائل به حرکت جوهریه نیست، حق دارد در این اشکالات بیفتد و شیخ و هرکسی که قائل به حرکت جوهریه نیست این گرفتاری را دارد.
بیان شیخ در این باب
شیخ، اول این مطلب را بررسی میکند که اشیاء به چه اعتبار زمانیاند. او میگوید شیء از آن جهت در زمان واقع میشود که در او تقدم و تأخری فرض شود و آینده و گذشتهای در آن وجود داشته باشد[١] . بعد گفته است: اشیاء به بعضی جهاتْ تقدم و تأخر دارند و به بعضی جهات تقدم و تأخر ندارند و زمانی بودنشان به اعتبار آن جنبههای تقدم و تأخر داشتنشان است.
بیان حرف شیخ این است: این جسمی که الان در اینجا قرار گرفته اگر خود آن را در نظر بگیریم، در زمان نیست و معنی ندارد در زمان باشد؛ چون حرکت ندارد و وقتی حرکت نداشت در زمان نیست. گرچه این شیء در ذات خودش حرکت ندارد ولی از باب اینکه یک حرکتهای عرضی پیدا میکند میگوییم این شیء در زمان است. مثلا این کتاب، اول دارای کیفیتی بوده، بعد کیفیتش تغییر کرد، نو بود کهنه شد، یا اول مثلا در کارخانه کاغذسازی بود، بعد نقل مکان کرد به چاپخانه و بعد به صورت این کتاب درآمد و بعد در آن خانه و این خانه برده شد. شیخ میگوید: اگر ما میگوییم این جسم در زمان است، به اعتبارِ عوارضش است که آن عوارض از نوع حرکتند و در آنها تقدم و تأخر است. بودن این کتاب در کارخانه قبل از بودنش در چاپخانه است و بودنش در چاپخانه قبل از بودنش در کتابفروشی است و بودنش در کتابفروشی قبل از بودنش در منزل شماست و بودنش در منزل شما قبل از بودنش در اینجاست. پس اینکه این جسمْ زمانی است، به اعتبار یک سلسله اعراض و عوارضی است که از نوع حرکتند و در آنها تقدم و تأخر است، و الّا به اعتبار ذات خودش، در زمان واقع نیست.
[١] . راست میگويد؛ اگر در شیء تقدم و تأخر و گذشته و آيندهای فرض نشود «در زمان بودنش» غلطاست.