مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٣١٢
محل بحث، عدم لاحق است
ایشان میفرمایند: اولا در اینجا بحث راجع به مطلق عدم حرکت نیست، بلکه در عدم لاحق است؛ یعنی بحث در عدم عارض بعد از وجود حرکت است.
ثانیا راجع به همین عدم لاحق هم ابتدا بحث ساده به نظر میرسد، به این صورت که بگوییم حرکت قطعیه در مدتی از زمان وجود دارد و این زمانْ زمانِ وجود حرکت است و زمان عدم حرکت هم بعد از پایان حرکت شروع میشود؛ ولی این طور نیست و همین است که محل اشکال است.
وجود تدریجی مستلزم عدم تدریجی است
حرکتْ وجود تدریجی است و وجود تدریجی مستلزم عدم تدریجی است. فرض بر این است که اگر ما قائل به حرکت قطعی شویم ـ که میشویم ـ این گونه نیست که حرکت به صورت امری بسیط در مدتی از زمان وجود دارد؛ این همان حرکت توسطی است. حرکت قطعیه یعنی یک امر ممتد و قابل انقسام به اجزاء[١] . با حصول
هر جزئی از حرکت، عدم آن جزء مرتفع میشود؛ چون هر وجودی طارد عدم خودش است. هر وجودی عدمی برایش فرض میشود که وقتی خودِ آن وجود تحقق پیدا کرد آن عدم منتفی میشود. هر وجودی مساوی است با عدم العدم؛ یعنی مصداق عدم العدم است. پس هر جزئی از حرکت که محقق بشود فقط عدم خودِ آن جزء منتفی میشود نه عدم جزءِ بعدی. باز با آمدن جزء بعدی عدم جزء بعدی منتفی میشود نه عدمِ جزء دیگر، و خلاصه با وجود هر جزئی صرفا عدم خودِ آن جزء منتفی میشود نه عدم کل. بنابراین شیء همان طور که وجود تدریجی دارد عدم تدریجی هم دارد.
در شیء متدرجالوجود وجود تدریجی و عدم تدریجی همزمانند
آنوقت اینجا مسأله دیگری مطرح میشود: اگر شیئی که وجود تدریجی دارد عدم تدریجی هم داشته باشد، زمانِ وجود تدریجی با زمانِ عدم تدریجی چه نسبتی دارند؟ همزمانند. اگر همزمان باشند معنایش این است که همان زمان وجود حرکت،
[١] . مقصود از اجزاء، اجزاء بالقوه است؛ يعنی حركت قابليت انقسام به اجزاء دارد.